فقه واقع بین و نه خیال پرداز/ پاسخ مهدی نصیری به سومین یادداشت رضا غلامی

خوشوقتم از این که جناب غلامی علی رغم اعلامشان در جوابیه قبلی، مبنی بر ادامه ندادن گفتگو، به دنبال جوابیه من، تصمیمشان را نقض و مجددا وارد گفتگو شده اند.

در مطلب سوم آقای غلامی یک پیشرفت دیده می شود و آن دست برداشتن از خط و نشان کشیدن در برابر دیدگاههای نو و متفاوت با دیدگاههای مشهور و مسلط است و تفطن به این نکته که حداقل دیگر این روزها با این فضای مجازیِ بی ضابطه و بی لگام، نمی توان مانع طرح اندیشه ها و آراء اعم از صواب و ناصواب شد و باید به میدان نقد و پاسخ و گفتگو وارد شد. امیدوارم همه به ضرورت گفتگو و تبادل نظر صادقانه اذعان و از برکات آن استفاده کنیم و منشور آزاد اندیشی صادره از سوی رهبری معظم انقلاب را با ظرفیتی متناسب با نیازهای انقلاب و کشور اجرایی کنیم. 

و اما می پردازم به اهم نکاتی که در نوشته جدید جناب آقای غلامی آمده است:

ادامه نوشته

ایده ای برای دفاع از فقه و نظام و نه تضعیف آن/ پاسخ مهدی نصیری به مقاله دوم حجت الاسلام رضا غلامی

مقاله دوم جناب آقای غلامی را در حالی که مقداری از فضای موهن و غیر اصولی مقاله اول فاصله گرفته بود، خواندم. البته این مقاله نیز عاری از نکات غیر منطقی و در تعارض با یک گفتگو و مباحثه علمی و طلبگی نیست و نویسنده محترم علاوه بر فضل فروشی های موجود در مقاله قبل، یک انگ و برچسب مردافکن را نیز چاشنی آن کرده است: سخنگوی انجمن حجتیه! 

و این البته بیانگر دست خالی آقای غلامی از مواجهه نقادانه علمی با موضع و حرف های من در باب فقه و فلسفه است که می توانست در یک فضای با احترام و بدون انگ و برچسب زدن، نقد و بررسی شود.  

با این مقدمه کوتاه که در پاسخ به بخش غیر محتوایی و خارج از عرف گفتگوی علمی آقای غلامی کافی می دانم، نکاتی را پیرامون مطلب دوم ایشان عرضه می دارم:

ادامه نوشته

عرصه را بر آزاد اندیشی تنگ نکنید/پاسخ مهدی نصیری به نوشته رضا غلامی

به دنبال انتشار مقاله ای از من با عنوان «فقه نظام ساز داریم یا نداریم؟» جناب حجت الاسلام رضا غلامی مطلبی را با تیتر «سخنی با مهدی نصیری» در پاسخ به آن مطلب منتشر کرد که آن را در کانال تلگرامی ام نیز قرار دادم.

 قبل از انتشار مقاله آقای غلامی، دوستان خبرگزاری مشرق آن را در اختیار من قرار دادند. با مطلبی نه زیبنده یک روحانی که عنوان عظیم «حجت الاسلام» را بر او می نهند، مواجه شدم. پر از طعن و اهانت و از موضع یک عقل کل حرف زدن و نصیحت کردن. سخت متعجب شدم از این که یک روحانی شاغل در نهادی مهم و محترم، چگونه در مواجهه با یک مقاله ناظر به بحث های حوزوی اخیر در باره «فقه نظام ساز» این گونه قلم زده است.

ادامه نوشته

فقه نظام ساز؛ داریم یا نداریم؟

 مهدی نصیری

با اظهارات اخیر یکی از اساتید حوزه در باره فقدان نظام سازی در فقه، دوباره بحث فقه نظام ساز در محافل حوزوی مطرح شده است.

بالاخره فقه نظام ساز است یا خیر؟

اولین نکته مهم این است که اساسا مساله و معضله عدم کفایت فقه سنتی و موجود برای اداره جامعه مربوط به یک قرن اخیر است و در قرون گذشته چنین موضوعی تقریبا مطرح نبوده است و مردم مسلمانی که مقید به دینی و فقهی زندگی کردن بوده اند  بر اساس همین فقه همه امور زندگی خود را انجام و سامان می داده اند. و اگر در آن دوران، حکومتی فقهی و دینی هم تشکیل می شد همین فقه از عهده اداره امور جامعه تا حد زیادی بر می آمد و به هیچوجه با این حجم از گره های نظری و عملی کنونی مواجه نمی شد.

بنا براین سئوال اساسی این است که چه اتفاقی در یک قرن اخیر رخ داده است که چالش ناتوانی فقه سنتی در اداره امور جامعه و ضرورت ارتقا و یا انطباق آن با مقتضیات و پیشرفت زمانه مطرح شده است؟

ادامه نوشته