در حاشیه مناظره کوشکی و زید آبادی در شبکه 4 سیما  / مهدی نصیری

دعوت از احمد زید آبادی، روزنامه نگار و اندیشور اصلاح طلب در برنامه شیوه شبکه 4 یک اتفاق مثیت و ستودنی از سوی رسانه ملی بود.

می بینید که چقدر نظام، سطح توقع ملت و امثال من را پایین آورده که دعوت از یک روزنامه نگار و نویسنده برجسته و منتقد ـ که حتی با تندروی های اصلاح طلبانه تا چه رسد به براندازانه هم مخالف است و تا کنون باید دهها بار در تلویزیون برای چنین گفتگوهایی دعوت می شد ـ من را ذوق زده و وادار به نوشتن می کند! بگذریم.

تردیدی ندارم که هر کسی که فقط 6 ماه کار رسانه ای کرده باشد می فهمد که یکی از مهم ترین راهها برای موفقیت یک رسانه، برای این که دیده شود، این است که در برنامه ها و کنداکتور خود گفتگوهایی مناظره محور که موافق و مخالف یک ایده و اقدام حضور داشته باشند، تدارک ببیند، هر چند که خود را حق مطلق بداند. امروز با صرف مونولوگ و تک گویی، نمی توان ایده ای را جا انداخت و برای آن، مخاطب در خور پیدا کرد اما این که چرا رسانه ملی با وجود دهها و صدها رسانه ای با تجربه ی فعال در آن، کمتر به چنین امری می پردازد، مربوط به تصمیم گیری نهادهای بالادستی و امنیتی حاکم بر صدا وسیماست که نه درک درستی از امنیت دارند و نه درک درستی از کار رسانه ای!

ادامه نوشته

دال مرکزی گفتمان عاشورا چیست؟  / مهدی نصیری

نهضت حسینی دهها پیام و مفهوم دارد اما دال مرکزی آن ظلم ستیزی است.

بدترین ظلمی که در حق یک جامعه و افراد آن می رود استقرار حاکمیتی است که نه مبتنی بر بیعت و تمایل مردم بلکه بر محور وراثت و یا بیعت گیری با زور و تهدید و تطمیع و حکمرانی فردی و مطلقه است؛ حکومتی که از یک سو بر پایه خواست و آرا و اقبال عمومی- آن گونه که در حکومت علوی رخ داد - شکل نمی گیرد و از طرف دیگر عدم بیعت دیگران به خصوص اگر صاحب نام و موقعیت باشند، تهدید و بلکه فتنه ای محسوب می شود که باید با قساوت سرکوب شود و افزون بر اینها خود را حاکمیت اسلامی و تداوم خلافت رسول الله ص می داند و از پشتوانه نخبگانی - عالمان دینی مسخ و خریداری شده - نیز برخوردارست. وجود چنین شرایطی - که می رفت به هدم اسلام و رسالت نبوی بیانجامد - امام حسین ع را به امتناع از بیعت با یزید واداشت.

مساله امام حسین، ظلم و ظالم خارجی و شرقی و غربی نبود (هر چند پیام عاشورا شامل ایستادگی در برابر هر ظالمی است که حریت و انسانیت تو را نشانه برود، چه داخلی باشد و چه خارجی) تا با استناد آن بتوانیم از یک سو سیاست داخلی بسته و یکدست شده با انواع ترفندها مانند نظارت استصوابی تاسیس کنیم و از دیگر سو سیاست خارجی استکبارستیز البته گزینشی (مستکبر غربیِ بد و شرقی خوب!) که زندگی و ثروت و پیشرفت و شرافت ملتی را به گروگان گرفته، در پیش بگیریم و خود را حاکمیتی حسینی بدانیم و هر کس را با این سیاست مخالفت ورزید یزیدی خطاب کنیم و عنداللزوم او را با انواع شیوه ها، سرکوب و محدود و ممنوع از قلم و بیان و حضور اجتماعی کنیم .

ادامه نوشته

آیا دین ایدئولوژی است؟ / مهدی نصیری

برای ایدئولوژی معانی متعددی بر شمرده شده که دو معنای آن در اینجا مورد نظرست:

1. مکتب و منظومه فکری و اعتقادی راهنمای عمل که نزد موحدان نام آن دین است.

2. ‌ نوعی‌ آگاهی‌ دروغین‌ و برداشتی‌ انحرافی‌ از واقعیات‌ موجود که همراه با تعصب و دگم اندیشی است.

اسلام با معنای اول ایدئولوژی انطباق تام دارد و رسالت اساسی دین ارائه معرفت در عرصه های فردی و اجتماعی برای هدایت انسان به سوی زندگی پاک (حیات طیبه) است و بر همین اساس دین نمیتواند با کنشگری سیاسی و اجتماعی بیگانه باشد. انکار این مساله یا ناشی از عدم شناخت دین است و یا در واکنش به مصائبی است که برخی متدینان اهل سیاست و قدرت و یا قرائتهایی خاص از دین بر سر مردم در طول تاریخ آورده اند.

ادامه نوشته

گفتگ

۱. شما نوشته‌اید که در فکر و ایده، به دنبال آن در شیوه و عمل، نسبت به گذشته تغییر کرده‌اید. آیا این تغییر با پشیمانی هم همراه است؟ مثلا آیا اگر به گذشته برگردید دلتان می‌خواهد بعضی از حوادث و سوانح زندگی‌تان را پاک کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. چیزی پاک کردنی نیست. همه چیز ثبت می شود! به خصوص در نامه اعمال هر کس که لایغادر صغیرة و لاکبیرة.

۲. صریح‌تر بپرسم. آیا امروز ترجیح می‌دهید آن مقاله تند و تیز را مثلا در مورد رضا براهنی ننوشته بودید؟ یا به شیوه و منش شهید آوینی، آنطور ستیهنده انتقاد نکرده بودید؟

انتقاد ستیهنده ای از شهید آوینی نکرده بودم. این دروغی است که برخی از دوستان روشنفکرِ مورد انتقادات ستیهنده آوینی در زمان حیاتش، بعد از شهادت ایشان به پای روزنامه کیهان نوشتند و با این که بارها تکذیب کرده ام، همچنان گمان عده ای این است که مقاله « آقای سردبیر! به خدا هم فکر کنید» به قلم من و در کیهان منتشر شده در حالی که در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شده بود.

البته باری آوینی از کیهان انتقاد و باری هم کیهان طی مقاله ای از انتشار ویژه نامه ای در مورد هیچکاک انتقاد کرد و این البته در زمره نقاط قوت سوره و کیهان بود که در عین دوستی و همسویی فراوان از یکدیگر انتقاد نیز می کردند چرا که قبیله ای و جناحی فکر و عمل نمی کردند و آزاد اندیش بودند. در این باره در این لینک به تفصیل توضیح داده ام

و اما در مورد مقاله نقد آقای براهنی و دیگر مقالات از این قبیل عرض می کنم که تا جایی که حافظه ام یاری می کند محتوای آن نقدها همچنان اغلب و کم و بیش از نظر من صحیح و وارد است مانند نقدهایی که مثلا بر دو فیلم آقای مخملباف به نام نوبت عاشقی و شبهای زاینده رود صورت گرفت اما منکر این نیستم که با توجه به نگاههای جدیدی که محصول یک سیر سی ساله از دوران کیهان و صبح است به خصوص موضوع عصر حیرت حتما لحن انتقادها نرم تر و ای بسا صمیمانه می شد، چرا که بر اساس دیدگاه حیرت، اصل و قاعده در مورد همه انسان های دگر اندیشی که من اندیشه آنها را قبول ندارم و نمی پسندم و حتی کفر و انحراف و التقاط می دانم، بر این است که آنها طالب حق اند و از سر علم و عمد و عناد در مقابل حقیقت نایستاده اند و لذا مستحق عناوینی چون کفر و فسق و ... نیستند و چون انسانند حرمت و کرامت دارند و نباید مورد نقد شخصیتی و نیتی و انگیزه ای قرار بگیرند بلکه من مجازم و حق دارم نقد اندیشه ای کنم و بر تایید دیدگاه خود و رد دیدگاه مخالف استدلال کنم.

پاسخ به یک سئوال و نگرانی در باره فردای آزادی حجاب

یکی از شایع ترین پرسشهای مدافعان حجاب الزامی و قانونی این است که اگر حجاب آزاد اعلام شود، این نگرانی به طور جدی وجود دارد که فردای آن، مردم خواستار آزادی عریانی و یا حتی آزادی همجنس گرایی شوند، آن وقت آیا باید این خواسته را پذیرفت؟

در پاسخ به این پرسش چند نکته لازم به ذکر است:

1. مخالفت با حجاب الزامی یک خواسته حداکثری در میان جامعه ایران است. بر اساس پیمایش وضعیت پوشش ایرانیان که طی سالهای 90 و 91 در دولت اصولگرای آقای احمدی نژاد و توسط دبیرخانه شورای فرهنگ عمومی کشور صورت گرفت، بیش از 72 درصد ایرانیان در پاسخ به این سئوال (که در ضمن سئوالاتی دیگر در امر پوشش و حجاب مطرح شده بود) که نظر شما در باره این گزاره که «عمل به دستورات اسلامی در جامعه باید اختیاری باشد» چیست؟، پاسخ «موافقم» داده بودند در عین حال که بیش از 80 درصد آنان واجب بودن حجاب را از منظر شرع قبول داشتند. همچنین بر اساس این پیمایش 8/71 زنان متردد در معابر تهران و 8/64 درصد از زنان متردد در سراسر کشور (به استثنای تهران) فاقد حجاب شرعی بوده اند.

طبعا وقتی اکثریت مردم به هر دلیل درست یا غلط، مخالف یک قانون باشند، مشروعیت و معقولیت آن قانون زیر سئوال خواهد رفت و تا معروف کردن آن قانون و متقاعد کردن مردم برای پذیرش آن، باید دست نگهداشت. چرا که اجرای آن قانون با مقاومت مردمی مواجه شده و منشآ تنشهای فراوان اجتماعی و سیاسی خواهد شد.

ادامه نوشته

نقد نظریه «دین و قدرت» از منظر عصر حیرت

اظهارات اخیر آقای دکتر عبدالکریم سروش در باره «دین و قدرت» و ارائه تصویری خشن و اقتدار طلب و بعضا سرکوبگر از اسلام و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله موجی از اظهار نظرها و نقدها را از سوی صاحب نظران و از جمله روشنفکران و نواندیشان دینی در داخل و خارج بر انگیخته و همچنان ادامه دارد.

عموم نقدها ناظر به دفاع از اصل معارف و آموزه های اسلام و قران و سیره قولی و عملی پیامبر ص و نیز متوجه استدلال های مطرح شده از سوی آقای سروش (به لحاظ روشی و محتوایی) بوده که حاوی نکات و حل و نقض های مفید و روشنگری بوده و توانسته است روایت «دین قدرت مدار و سرکوبگر» را به چالش گرفته و تضعیف کند.

اما به نظر حقیر از زوایه ای دیگر نیز می توان به بحث پیرامون این روایت پرداخت و نشان داد که علی رغم وجود وجوهی از خشونت و برخورد از موضع قدرت با کفار و معاندان و مستکبران و طواغیت در متن اسلام و سیره پیامبر صلی الله علیه وآله، ظهور و بروز خشونت و تکفیر و خونریزی توسط اسلام شیعی در زمانه کنونی که عصرغیبت حجت و مفسر معصوم شریعت است، جز در مواردی کاملا موجه (مانند دفاع) منتفی می باشد و شیعه ـ لا اقل بر اساس قرائتی متقن و مشهور ـ نمی تواند دست به شمشیر ببرد و به قتل و خونریزی و برخوردهای تکفیری و آزار و اذیت انسانها حتی در جوامع غیر اسلامی بپردازد.

ادله این مدعا عبارت است از:

ادامه نوشته

حکمرانی تاخیری! 

دو سال پیش در همین ماه شهریور دعوت برنامه زاویه شبکه 4 سیما را برای شرکت در مناظره ای پیرامون حجاب الزامی با حضور حجت الاسلام سوزنچی در باره حجاب الزامی پذیرفتم و حجاب الزامی را از منظر شرع و قانون و آثار زیانبار اجتماعی آن نقد کردم اما چگونگی آغاز و انجام این مناظره شنیدنی است.

ابتداء بگویم که چند ماه پیش از آن، با یک عضو آشنای یکی از نهادهای مسئول در ارتباط با مساله حجاب تماس گرفنم و پرسیدم: آیا تاکنون در این باره که می توان از منظر شرع، الزام حجاب را برداشت، در جلسات کارشناسی خود بحث کرده اید؟ پاسخ او منفی بود. به او گفتم من دو سه سالی در این باره مطالعه و تحقیق کرده ام. اگر مایل باشید، آماده ام در یکی از جلساتتان حضور یابم و مساله را به بحث و گفتگو بگذارم. این دوست مسئول استقبال کرد اما پس از چند روز به دلیل مخالفت رییس آن نهاد که نگران درز کردن خبر برگزاری چنین جلسه ای به برخی نهادهای بالادست حساس به مساله حجاب بود، برگزاری جلسه لغو شد!

ادامه نوشته

مقلدان مشرک!

مساله تقلید و مراجعه به یک مرجع در احکام فقهی به دلیل ضرورت مراجعه غیر متخصص به متخصص است که یک امر عقلی و عقلایی است . مانند اینکه غیرپزشک به پزشک برای مداوا و غیرمعمار به معمار برای خانه سازی مراجعه می کند. اما در این مساله چند ملاحظه مهم وجود دارد:

1. توصیه ابتدایی دین به متدینان این است که در صورت امکان، بخشی از وقت و عمر خود را به دین آموزی اختصاص دهند و تا مرحله اجتهاد پیش بروند و از تقلید دیگران بی نیاز شوند. امثال این حدیث معروف نبوی ص که: «دانش آموزی بر هر مسلمان واجب است» (کافی 1/31) دقیقا مربوط به دانش دین شامل عقاید و اخلاق و احکام است و نه دانشهایی چون پزشکی و مهندسی و ... چرا که نیاز به این دانشها با عده محدودی که در هر رشته متخصص میشوند، برطرف شده و لزومی برای دانش آموزیِ همگانی وجود ندارد. اما آنچه برای هر انسانی مطلوبیت و ضرورت دارد، آگاهی افزایی در امر عقیده و عمل فردی و اجتماعی است که کمال انسانی را در پی دارد. بنا بر این توصیه اول دین نه تقلید در امر دین بلکه اجتهاد و استغنای از دیگران است.

ادامه نوشته

طالقانی: استبداد لجنزار متعفنی است که همه منکرات و فحشا از آن تولید می شود

19 شهریور سالروز درگذشت روحانی آزادیخواه و ضد استبداد آیت الله طالقانی است که یکی از کارهای سترگ او احیای کتاب «تنبیه الامه و تنزیه المله» فقیه نامدار معاصر آیت الله محمد حسین نایینی است. اثری که اگر مورد توجه و تدریس در حوزه های علمیه قرار می گرفت، شاید می توانست تاثیرات مهمی بر جمهوری اسلامی بگذارد و ساختار سیاسی را به سمت ولایت مطلقه نمی کشاند.

طالقانی بر خلاف ذهنیت غالب بر فقه و روحانیت و حوزه های علمیه، استبداد را ام الفساد می دانست و نه آزادی را:

ادامه نوشته