۱.مناسبت این گپ و گفت، تولد رسانه‌ای نو در سپهر مطبوعات کشور است. روزنامه خوزی‌ها، پس طبیعی است که خطاب ما در میان ابعاد مختلفی که شخصیت مهدی نصیری دارد، از فلسفه‌دان، پژوهشگر دینی و فعال سیاسی، معطوف شود به بخش روزنامه‌نگاری‌اش! اما نمی‌توان با نصیری بود و از تغییراتی که در موضع او می‌بینیم و قابل کتمان نیست، نپرسید! چقدر موافقید که مهدی نصیری تغییر کرده است؟ تا جایی که این تغییر را برخی استحاله می‌دانند.

بسم الله الرحمن الرحیم. تولد روزنامه خوزی ها را به شما و هموطنان خوزستانی تبریک می گویم. علی رغم مشغله فراوان اما به دلیل علاقه ای که به خوزستان و مردمش بویژه عرب زبانان خوزستانی دارم مصاحبه با شما را پذیرفتم.

 ممکن است بپرسید چرا به خوزیهای عرب زبان علاقه ویژه ای دارم؟ به این دلیل که همیشه زبان عربی را به عنوان زبان دوم ـ به دلیل گستره وسیع آن در جهان اسلام ـ دوست داشتم و دارم و علی رغم آن که عربی کلاسیک و فصیح را می دانم و در حوزه، صرف و نحو و ادبیات عرب را در جوانی تدریس کردم اما تاکنون نتوانسته ام بر تکلم عربی مردمی و لهجه دار مسلط شوم و همیشه با خود می گفتم چه خوب بود من مثلا در سوسنگرد یا هویزه متولد می شدم و به زبان فارسی و عربی هر دو مسلط می شدم. البته در زمان جنگ هم مدتی در اهواز و مدتی در پادگانی در دشت آزادگان حضور داشتم و خاطرات خوشی از آن دوران دارم. 

و اما برویم به سراغ سئوال اولتان:

بله من تغییر کرده ام البته نه تغییری دفعی بلکه تدریجی که پاره ای از نتایج سیاسی و اجتماعی و دینی آن ظرف یکی دو سال اخیر بروز بیشتری داشته است.

باید ابتداء بگویم که این تنها من نیستم که تغییر کرده ام بلکه ظرف سالهای اخیر نظام و حرکت انقلاب هم دچار تغییراتی شده که بر تغییرات من موثر بوده است.

مقدمتا این که وقتی در سن 15 سالگی ـ که طلبه بودم ـ به نهضت امام خمینی (ره) پیوستم، به این دلیل نبود که از قیافه نورانی و با هیبت امام خوشم آمد و یا حتی به این دلیل که امام مرجع تقلید بود، خیر، بلکه به این دلیل بود که امام و نهضتش را نمادی از دین خواهی، مردم سالاری، عقلانیت، عدالت طلبی، ظلم ستیزی، کرامت انسانی، آزادی از هواهای نفسانی و سلطه خارجی ـ در حد فهم و ادراک نوجوانی خودم ـ یافتم و بعد ادامه همراهی ام با جمهوری اسلامی هم به دلیل پی گیری همان اصول و ارزشها ـ ولو به طور نسبی ـ از طریق نظام بود.