✳️ تفسیر حدیث توحیدی "داخل فی الاشیاء لابالممازجة ..." با دو مبنای فلسفی و کلامی

✍️ از جمله روایاتی که بسیار مورد استناد حکمت متعالیه برای اثبات وحدت وجود قرار گرفته و ادعا شده که جز با ف و ع نمی توان معنای این روایت را فهمید، روایت زیر از امیر المومنین علیه السلام است: 

ٌ "دَاخِلٌ فِي الْأَشْيَاءِ لَا كَشَيْءٍ دَاخِلٍ فِي شَيْءٍ وَ خَارِجٌ مِنَ الْأَشْيَاءِ لَا كَشَيْءٍ خَارِجٍ مِنْ شَيْءٍ" (كافي ج1 ص 86) 
ترجمه: خداوند داخل در اشیاء است اما نه مانند چیزی که داخل در چیزی است و خارج از اشیاء است اما نه مانند چیزی که خارج از چیزی است. 

🔸ابوالحسن شعرانی، فیلسوف صدرایی معاصر (استاد آیات شهید مطهری، جوادی آملی، حسن زاده آملی و ...)  در حاشیه اش بر شرح اصول کافی ملاصالح مازندرانی مشابه این روایت را با این الفاظ آورده که: 
«داخل فى الاشياء لا بالممازجة و خارج عنها لا بالمباينة» (خداوند داخل در اشیاء است اما نه به نحو ممزوجیت، و بیرون از اشیاء است اما نه به نحو جدایی و بینونت) 
و بعد اضافه کرده  که: «این، اصلِ وحدت وجود است که صوفیه به آن قائل هستند ولی حضرت به بیانی گفته است که موجب اشمئزاز طبع نمی شود.»  (شرح اصول کافی ملاصالح مازندارنی، ج 3 ص 82)  

🔻 اکنون در توضیح این روایت بر مبنای  کلام عقلی و وحیانی شیعه می گوییم: 

ادامه نوشته

✳️ ملاصدرا: خداوند جسمی الهی است! / حاشیه آیت الله خویی بر این قول 

🔻ملاصدرا در شرح بر اصول کافی (که بعضا حاوی مطالبی عجیب و بر خلاف صریح روایات موجود در این مهمترین کتاب حدیثی شیعه است)، به مهمترین نتیجه منطقی نظریه وحدت وجود ـ که او از آن با عبارت «بسیط الحقیقة کل الاشیاء و لیس بشئ منها» (خداوند همه اشیاء است و هیچ یک از آنها نیست) یاد می کند ـ اذعان و اعتراف می کند و آن عبارت است از جسم بودن خداوند.
 
🔻وحدت وجود معنایی جز این ندارد که همین متن وجود و موجودِ عالم و هستی و اشیاء، بی نهایت فرض می شود و بر آن نام خدا گذاشته می شود و سخن گفتن از دو وجود و موجود به عنوان وجود مقداری و غیر مقداری و مخلوق و خالق، بر خلاف نظریه اصالت وجود و اعتباری و موهوم بودن ماهیت است. 

🔻خب، روشن است که این کل الوجود و کل الاشیاء چیزی جز تمام اشیاء و اجسام و عالم مقداری که فلسفه آن را نامتناهی فرض می کند، نیست و خداوندِ حکمت متعالیه عین جسمیت و تجسم است و جناب صدرا صادقانه به این لازمه و نتیجه منطقی نظریه خود اعتراف می کند. 
    

ادامه نوشته

✳️ خدای نامتناهی مقداری حکمت متعالیه

✍️ خدای غیرمحدود در تبیین برهانی و نیز در بیان عقلی اهل بیت علیهم السلام یعنی خدای غیر مقداری و عاری از هر گونه صفات ماده و جسم، که خالق عالَم است و هیچ گونه شباهتی با مخلوقاتش ندارد. نه مرکّب است و نه زمانی و نه مکانی، نه تو پراست و نه توخالی، چرا که اساسا جزء و تو ندارد که خالی یا پر باشد. نه داخل در چیزی و  مکانی است و نه خارج از آن، چرا که دخول و خروج از ویژگی های جسم و موجود مادی و مقداری است. نه متناهی است و نه نامتناهی، چرا که تناهی و عدم تناهی از صفات موجودات کمّی و مقداری است. 

 🔸وجود خدای غیر محدود و غیر مقداری، با وجود مخلوقاتش تصادم و تزاحم ندارد، چرا که خالق و مخلوق دو سنخ وجود و موجود هستند و هر چه عالم و هستی بزرگ باشد و امتداد یابد عرصه را بر وجود خداوند تنگ نمی کند، چرا که خداوند مکان دار و جادار و مقداری نیست تا مخلوقات مقداری و مادی عرصه را بر او تنگ کنند و ما در خداشناسی مان به غلط بگوییم در جنب وجود خداوند وجود و موجود دیگری نیست و هر چه غیر خداست موهوم و یا سایه و عکس وجود بی نهایت خداوند است. 

ادامه نوشته

✳️  توضیح معنای صحیح "غیر محدود"  بودن خداوند در بیان اهل بیت علیهم السلام

🔹 پیشتر بر اساس برهان عقلی  گفتیم که غیرمحدود بودن بودن خداوند به معنای غیر مقداری و غیر امتدادی بودن و در نتیجه جسم و مادی نبودن ذات قدوسی خداوند ـ جل و علا ـ است و نه به معنای امتداد داشتن ذاتش تا بی نهایت در جهات گوناگون (آن گونه که فلسفه و عرفان پنداشته اند) چرا که چنین امتدادی از صفات موجودات مادی و جسم است ضمن آن که امتداد تا بی نهایت امری محال و غیر قابل تحقق است. 

🔹این معنای صحیح از نامحدود بودن خداوند  در بیان اهل بیت علیهم السلام ارائه شده است. امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:  

لَيْسَ بِذِي كِبَرٍ امْتَدَّتْ بِهِ النِّهَايَاتُ فَكَبَّرَتْهُ تَجْسِيماً وَ لَا بِذِي عِظَمٍ تَنَاهَتْ بِهِ الْغَايَاتُ فَعَظَّمَتْهُ تَجْسِيداً بَلْ كَبُرَ شَأْناً وَ عَظُمَ سُلْطَانا (نهج البلاغة صبحي صالح ص269) 
«خداوند بزرگى نيست داراى درازا و پهنا و ژرفا كه از جسم بزرگى برخوردار باشد، و با عظمتى نيست كه كالبدش بى نهايت بزرگ و ستبر باشد، بلكه بزرگى خدا در مقام و رتبت، و عظمت او در قدرت و حكومت اوست.» 

ادامه نوشته

◀️ جمع بندی مباحث پیرامون برهان حدوث 

🔸 1. مهمترین برهان عقلی در بیان آیات قرانی و روایات اهل بیت علیهم السلام، برهان حدوث است که بر اساس آن محدود و مقداری بودن و آغاز وجود داشتن جهان اثبات می شود و سپس وجود خالقی که محدود و مقداری نیست و ورای اتصاف به زمان و مکان است و ازلی می باشد، ثابت می شود. 

🔸 2. بر اساس برهان حدوث ضمن آن که محدود و مقداری و متناهی بودن عالم و ماسوی الله توضیح داده شد، این نکته مهم نیز روشن شد که غیر محدود و نامتناهی بودن خداوند هرگز به معنای وجودی که تا بی نهایت در جهات بالا و پایین و چپ و راست و در زمان و مکان امتداد می یابد، نیست، چرا که چنین امتدادی به معنای مقداری بودن است و موجود مقداری اساسا نمی تواند نامحدود باشد و محدودیت و ازلی نبودن از لوازم ذات آن است. 
بنا براین نامحدود و ازلی بودن خداوند یعنی مقداری نبودن وجود خداوند و شبیه نبودن ذات قدوسی خداوند با موجودات مقداریِ محدود. 

ادامه نوشته

✳️ کانت و سرگردانی بین حدوث و قدم عالم 

🔹 همان گونه که گفتیم کانت برهان محال بودن جهان نامتناهی را با این بیان پذیرفته که اگر عالم آغازی در زمان نداشته، یک سلسله از حوادث نامتناهی باید وقوع یافته باشد، یعنی قبل از لحظه کنونی یک سلسله نامتناهی باید به اتمام رسیده باشد. اما سلسله نامتناهی هرگز به اتمام نمی رسد، پس برای عالم باید از نظر زمان آغازی بوده باشد. (تاریخ فلسفه کاپلستون؛ ج6، ص297)
 اما كانت پس از ذکر این دلیل که آن را مؤید حدوث عالم می داند، دلیل دیگری نیز ذکر کرده و آن را مؤید قدم عالم می شمارد و در نتیجه می گوید حدوث و قدم عالم از قضایای جدلی الطرفین هستند و دلایل طرفداران حدوث عالم و قدم هر دو به یک اندازه قابل قبول است. 

ادامه نوشته

برهان محال بودن جهان نامتناهی در بیان فیلسوف آلمانی، کانت 

«اگر عالم آغازی در زمان نداشته، یک سلسله از حوادث نامتناهی باید وقوع یافته باشد، یعنی قبل از لحظه کنونی یک سلسله نامتناهی باید به اتمام رسیده باشد. اما سلسله نامتناهی هرگز به اتمام نمی رسد، پس برای عالم باید از نظر زمان آغازی بوده باشد. » 
(تاریخ فلسفه کاپلستون؛ ج6، ص297)

 

◀️ برهانی دیگر بر محال بودن جهان نامتناهی و ازلی

✍️ در موضوع خداشناسی، اولین و مهمترین مساله، اثبات محدود و حادث بودن، و ازلی و نامتناهی نبودن جهان است، چرا که تنها در این صورت است که خالق واحد و ازلی اثبات می شود. در فلسفه و عرفان، حدوث زمانی و آغاز داشتن جهان  انکار می شود و البته از حدوث جهان با تعبیر حدوث ذاتی یاد می شود که مشکلی را حل نمی کند و نمی تواند اثبات کننده خدا و آفریدگار برای جهان باشد. 

🔸از این رو ما در این موضوع، بیشتر تامل و بحث می کنیم و دلیل کلامی دیگری را برای اثبات متناهی بودن عالم و محال بودن جهان نامتناهی عرضه می کنیم: 

🔸با اندکی تامل در می یابیم که موجود مقداری و عددی و متجزی و چیزی که قابل کم و زیاد شدن است یعنی جسم و ماده و جهان موجود، ذاتا و ماهیتا نمی تواند نامتناهی باشد چرا که هر مقدار و عددی که از آن محقق و موجود باشد، باز قابلیت آن را دارد که یک یا چند واحد دیگر به آن افزوده شود و رسیدن به نقطه ای که دیگر نتوان به آن چیزی افزود تا بگوییم نامتناهی است عقلا محال است و با ذات مقداری و عددی بودن نمی سازد.  

 

ادامه نوشته

خاطرات مطبوعاتی من از کیهان تا سمات و صبح ـ 32 / دیدار با سید احمد فردید، فیلسوف غربزدگی 

✍️ دکتر فردید (متوفی ۱۳۷۳ ش) بدون شک یکی از جدی ترین متفکران معاصر ایران است، هر چند همچنان گرفتار یک تحریم و بایکوت نیم قرنه از سوی روشنفکران مدافع جامعه باز و انقلابیون فلسفه زده به خصوص از نوع صدرایی است. 

🔸طیف رنگارنگی از متفکران و صاحب نظران معاصر چون جلال آل احمد، سید حسین نصر، داریوش شایگان،رضا داوری اردکانی، داریوش آشوری، احسان نراقی، حمید عنایت، امیر حسین جهانبگلو، محمد مددپور، محمد رجبی، عباس معارف، علی معلم دامغانی، مرتضی آوینی با شدت و ضعفی متفاوت از فردید متاثر بوده اند. هر چند برخی از آنان مانند شایگان و آشوری بعدا به منتقدان و مخالفان جدی او تبدیل شدند. 

🔸دکتر فردید ارائه دهنده نگرشی عمیق و ماهیت کاو  از مدرنیته و تجدد بود و در شرایطی که شیخ و شابّ در برابر برق علم و تکنولوژی مدرن دل و دین از دست می دادند، او از عمق اومانیستی و خودبنیادانه مدرنیته و ایلغار غرب جدید علیه جهان و بشریت، در فضای دانشگاهی و روشنفکری سخن می گفت.

ادامه نوشته