گفتگوی مهدی نصیری با دکتر محمد جواد ظریف در برنامه تصویری عصر حیرت، آذرماه 1399

نصیری: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

تشکر می کنم از جناب آقای دکتر ظریف که دعوت من را پذیرفتید عرض سلام دارم خدمت جنابعالی و همه ی کسانی که بیننده ی برنامه ی ما هستند. اگر اجازه بدهید اولین سوال من درباره ی برجام باشد، جنابعالی فکر می کنید همچنان برجام یک توافقی به نفع جمهوری اسلامی ایران بوده و اگر هست مهم ترین منافع برجام را بفرمایید.

دکتر ظریف: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

بنده هم سلام عرض می کنم خدمت جنابعالی و خدمت عزیزانی که بیننده ی این برنامه هستند، تشکر می کنم از شما برای این فرصتی که به بنده دادید. من فکر می کنم برجام را باید در دو چارچوب و دو ظرف نگاه بکنیم و برداشت بنده و اکثر متخصصین این است که در هر دو ظرف یک دستاورد بزرگ برای ایران بوده و هست و همیشه خواهد بود.

ظرف اول ظرف امنیتی سازی و اجماع امنیتی جهانی است، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی از ابتدای پیروزی انقلاب تلاش داشتند که ایران را به عنوان تهدید امنیت بین¬المللی مطرح بکنند و این تلاش آنها از حادثه ی گروگان گیری یا به عبارتی لانه ی جاسوسی شروع شد. یک قطع نامه ی فصل هفتمی بعد از صدور رای مشورتی دیوان بین¬المللی دادگستری بردند به شورای امنیت و در آن زمان شوروی مانع شد از طرح قطعنامه؛ مرحله ی دوم در دوران جنگ ایران و عراق بود که آمریکایی ها بعد از تصویب قطعنامه ی 598 که اولین قطعنامه ی فصل هفتمی شورای امنیت در مورد جنگ ایران و عراق بود تصمیم گرفتند که قطعنامه ی دومی را صادر کنند. ما آن قطعنامه را دیدیم و آن وقت نماینده ی شوروی قطعنامه را به ما نشان داد. ولی با طراحی که شد و با اجازه ی حضرت امام (ره) در حدود بهمن ماه سال 66 طراحی شد و مانع حرکت آمریکایی ها شدیم. 

ادامه نوشته

نسبت دیدگاه حیرت با روشنفکری دینی

پس از انتشار کتاب «عصر حیرت» برخی که متن کتاب را نخوانده و صرفا بر اساس برخی تیترها و عناوین به نقد و قضاوت شتابزده نشستند، رویکرد و محتوای کتاب را روشنفکرانه از نوع مدرن اعلام کردند اما آنچه من در کتاب مطرح کرده ام منبعث از کتاب و سنت است هر چند نمی توان منکر وجود مشابهت هایی اغلب صوری و بعضا محتوایی با پاره ای از انگاره های روشنفکری در این دیدگاه شد که البته من آن را نه نقطه ضعف که نقطه قوت آن دانسته و مایه انسجام ملی و دینی جامعه متنوع و متکثر ایران می دانم.

در این مقال به اجمال نکاتی را در این باره عرض می کنم:

1. دیدگاه حیرت سخن از نسبیت معرفت و استنباط در عرصه های فقهی و دیگر علوم اسلامی به دلیل عدم دسترسی به شریعت واقعی و نفس الامری و نیز تاثیر معارف و پیش فرضهای بشری بر معرفت دینی می گوید همان طور که در نظریه قبض و بسط شریعت آقای دکتر عبدالکریم سروش در این باره بحث شده اما تفاوت بین این دو در این است که در قبض و بسط سخن از نوعی نسبیت مطلق و کلی است اما در دیدگاه حیرت این نسبیت به نحو جزیی و نسبی است.

بر اساس دیدگاه حیرت اگر چه عدم دسترسی به هادی و معلم معصوم، موجب قرائتها و اجتهادهای متعدد و متعارض از قران و سنت می شود اما با این وجود دست ما از وصول به معارف یقینی، علمی و اطمینانی مستنبط از این دو منبع اساسی دین در کنار حجت عقل، خالی نیست و بلکه به حجمی قابل اعتنا و نجات بخش از شکاکیت و حیرت مطلق دسترسی داریم.

ادامه نوشته

متن گفتگوی نشریه کرگدن با مهدی نصیری

کرگدن: این روزها دوباره نام مهدی نصیری بر سر زبان‌ها افتاده. توییت‌های تند او،‌اظهار نظرهای بی‌پروایش درباره حجاب، قدرت، حقوق مردم، و انتقادات صریحش از مسئولان نظام باعث شده که بخش زیادی از روزنامه‌خوان‌ها، بلکه بخش قابل توجهی از مسئولان، مجددا به نوشته‌ها و گفته‌های او واکنش نشان دهند و آنها را جدی بگیرند و گاه جواب تند و تیزش بدهند. کسانی که مهدی نصیری را می‌شناسند و با شیوه روزنامه‌نگاری و نویسندگی‌اش بخصوص در ابتدای دهه هفتاد آشنا هستند متوجه تغییراتی کلی و جزئی در رویکرد‌های او هستند. کاری که او در کیهان و صبح می‌کرد،‌متفاوت است از چیزی که اقتضائات عصر حیرتش می‌نامد. نوشته‌های نصیری چه در دوره قبل و چه الآن، انصافا به دور از ریا و تزویر است و حتی منتقدانش گواهی می‌دهند که او، حتی وقتی سردبیر کیهان و صبح بود و صدای اعتراضش بلندتر از دیگران شنیده می‌شد، از سر صدق و درد می‌نوشت و برای خوشایند گروه و دسته‌ای قلم نمی‌زد. او البته امروز تغییر کرده و اگرچه کماکان به اصول و آرمانهایش وفادار است اما پخته‌تر و عمیق‌تر سخن می‌گوید و اقتضائات عصر حیرت را در نظر می‌گیرد.

با او به گفت‌وگو نشستم تا متوجه حد و شکل تغییرات فکری و فرهنگی‌اش بشوم.

۱. شما نوشته‌اید که در فکر و ایده، به دنبال آن در شیوه و عمل، نسبت به گذشته تغییر کرده‌اید. آیا این تغییر با پشیمانی هم همراه است؟ مثلا آیا اگر به گذشته برگردید دلتان می‌خواهد بعضی از حوادث و سوانح زندگی‌تان را پاک کنید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. چیزی پاک کردنی نیست. همه چیز ثبت می شود! به خصوص در نامه اعمال هر کس که لایغادر صغیرة و لاکبیرة.

۲. صریح‌تر بپرسم. آیا امروز ترجیح می‌دهید آن مقاله تند و تیز را مثلا در مورد رضا براهنی ننوشته بودید؟ یا به شیوه و منش شهید آوینی، آنطور ستیهنده انتقاد نکرده بودید؟

انتقاد ستیهنده ای از شهید آوینی نکرده بودم. این دروغی است که برخی از دوستان روشنفکرِ مورد انتقادات ستیهنده آوینی در زمان حیاتش، بعد از شهادت ایشان به پای روزنامه کیهان نوشتند و با این که بارها تکذیب کرده ام، همچنان گمان عده ای این است که مقاله « آقای سردبیر! به خدا هم فکر کنید» به قلم من و در کیهان منتشر شده در حالی که در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شده بود.

ادامه نوشته

متن سخنرانی دکتر سروش با عنوان «نئولیبرالیسم مسلح» در کانادا  اسفند سال 1393

{متن این سخنرانی آقای دکتر سروش را به جهت اهمیت آن در نقد مدرنیسم و لیبرالیسم در وبلاگم منتشر کرده ام. این سخنرانی یه ابتکار و دعوت دکتز میلاد دخانچی برگزار شده بود}

سلام عرض می کنم خدمت دوستان عزیز، هموطنان گرامی و خشنودم از حضور در محضر دوستان عزیز در شهر کینگستون

عنوان سخن من عنوان غیرمتعارفی است. در سلسله سخنرانی هایی که من داشته ام، به طور کلی چیزی که نزدیک به این عنوان باشد شما پیدا نمی کنید. «نئولیبرالیسم مسلح» ، چیزی است که نسبتا جدید می نماید. سرّ آن هم این است که مقاله اخیری که من نوشتم تحت عنوان «هله برخیز که اندیشه دگر  باید کرد» و نقدی بود بر کار کسانی که به مقدسات و محترمین ادیان و مکاتب الهی توهین می کنند، در آنجا آوردم که خوشبختانه مسلمانان از نعمت ناتوانی برخوردار بوده اند. یعنی ما مسلمانان و شرقیان بالمعنی الاعم خوشبختانه، بختیارانه، بدون اینکه خودمان خواسته باشیم، واجد یک نعمت هایی بوده ایم. یکی اینکه ما جنگ های بزرگ جهانی اول و دوم را راه نیانداخته ایم. ما سازندگان بمب نبودیم. پدید آورندگان سلاح های شیمیایی نبودیم. یهود سوزی که به دست نازی ها انجام شد، مسلمان ها نکردند. اسرائیل را ما به وجود نیاوردیم. انگیزیسیون، محکمه های تفتیش عقاید را ما نداشتیم و چنین دستگاه های موهش و موهنی را برای گرفتن اقرار و اعتراف کردن و محکوم کردن کسانی  به کفر و ارتداد برپا نکردیم. استعمار که یکی از پدیده های بسیار زشت دوران مدرن است، در عالم اسلام اتفاق نیفتاد. نمی گویم که مسلمان ها بی خطا بودند، دامنشان پاک بود، و دستشان آلوده به هیچ خطا و گناه و انحرافی نبود. نمی گویم که جنگ نکردند، سلاطین ظالم و جبار نداشتند، لشکرکشی به این سو و آنسو نکردند، فتوحاتی را غاصبانه انجام ندادند. اینها همه بود و در همه عالم هم بود و مسلمان ها هم استثنا نبودند. اما وقتی که این حرکات و این اتفاقات را با آنچه که در دوران مدرن رخ داده مقایسه کنید، خواهید دید که تفاوت از زمین تا آسمان است. در دو جنگ جهانی اول و دوم در قرن بیستم که دوران اوج تمدن بشری محسوب می شد، یکجا به اندازه تمام جنگ هایی که در طول تاریخ بشر رخ داده بود، کشته به جا نهاد. سوخته، ویرانی، و همه چیز جزو محصولات آن بود و متاسفانه در دورانی رخ داد که دوران علم مدرن، دوران تکنولوژی مدرن، و دوران تمدن جدید نامیده می شد. یا سلاح های شیمیایی، یا سلاح های اتمی و امثال اینها که گل سرسبد محصولات مدرن و علم مدرن و تکنولوژی مدرن بود.

ادامه نوشته

متن گفتگوی مهدی نصیری با دکتر محمود احمدی نژاد در برنامه تلویزیونی عصر حیرت / قسمت دوم

ادامه از قسمت اول 

مهدی نصیری: آقای دکتر! حالا تا همینجا، من با یک اشکالی که بحث حجاب را مطرح کردم یک اشکال جدی که...

آقای احمدی نژاد: بحث شما کاملا بحث درستی بوده که مطرح کردید.

مهدی نصیری: یکی از اشکالات جدی از طرف طیف دوستان حزب الهی ما این بود که رهبری دو سال پیش در سخنرانی اعلام کردند که این مسئله را کسی وارد نشود و گله و شکوه کردند از اینکه یک روشنفکری، یک روحانی از یک طرف، یک آدمی از یک طرف می آید بحث نفی حجاب الزامی را مطرح می کند. همین سخنان را یک طیفی حجت می گیرند فرض کنید بر علیه من یا هر کسی که با استدلال می گوید، اگر الزام قانونی حجاب برداشته شود وضع این فریضه بهتر می شود. یعنی ما معتقدیم این الزام به این فریضه لطمه زده و داریم انتقاد می کنیم.

آقای احمدی نژاد: حالا شما اینقدر نگران نباشید که به شما حمله کردند این طبیعی است شما هر موقع حق را بگویید به شما حمله می کنند  

آقای احمدی نژاد: یعنی رهبری یک موقعی توصیه می کنند اگر کسی نظری داشت ندهد؟

مهدی نصیری: آقایان می گویند نباید بدهد!

آقای احمدی نژاد: دو سال پیش تا الان شرایط عوض نشده است؟ این حرف ها خیلی سبک است مگر اینکه شما بخواهید به  ظواهر صحبت های رهبری استناد بکنید و محدودیت برای مردم درست کنید، این خیلی غلط است. خود ایشان هم این را نمی خواهند

مهدی نصیری: ببینید! من می گویم اگر رهبری فردا اعلام کنند انتقاد از قوای سه گانه ممنوع! ـ  واقعاً نگاه ما به مسئله ی ولایت فقیه و رهبری این است؟ـ مثلا حتی اگر رهبری اعلام کنند انتقاد از دستگاه رهبری و نهادهای منتسب و وابسته به رهبری ممنوع است و صریحاً بگویند، ما باید اطاعت کنیم؟ یعنی لازم الاتباع  است؟

ادامه نوشته

متن گفتگوی مهدی نصیری با دکتر محمود احمدی نژاد در برنامه تلویزیونی عصر حیرت / قسمت اول

مهدی نصیری: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَلَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ

عرض سلام دارم خدمت جناب آقای دکتر احمدی نژاد و همچنین عرض سلام و ادب و احترام به همه ی کسانی که بیننده ی این گفتگوی ما هستند. در ابتدا لازم است تشکر کنم از اینکه دعوت بنده را برای این گفتگو پذیرفتید و این در حالی است که متاسفانه بعضی از مسئولان و چهره های سیاسی، فرهنگی و حتی فکری ما بعضا خیلی سخت تن به گفتگو می دهند. فکر می کنم این نکته ی مهمی است که ظاهرا در جامعه ی ما سنت گفتگو ضعیف است. دیدگاه جنابعالی راجع به این مسئله چیست؟

دکتر احمدی نژاد: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر وَ  اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

بنده هم سلام می کنم خدمت شما و همه ی کسانی که برنامه را می بینند. امیدوارم که گفتگوی ما برای جامعه مفید باشد. نکته ای که اشاره کردید به نظرم از چند جنبه باید به آن نگاه کنیم تنها موجودی در عالم که صاحب سخن است انسان است چرا انسان صاحب سخن است؟ چون دارای اختیار است دارای عقل است دارای اندیشه است اگر اندیشه نبود اختیار نبود تعقل نبود سخن هم نبود. وقتی صاحب اندیشه است یعنی مرز تعامل انسان با دیگران اندیشه است مرز تعامل انسان با دیگران تعقل است. جلوه ی بیرونی آن چیست؟ گفتگو و سخن گفتن است. هر جا که سخن گفتن سخت می شود یا ضعیف می شود یا محدود می شود، قبلش اندیشیدن و تعقل محدود شده است قبلش اختیار و آزادی انسان محدود شده است. وقتی اینها محدود شد انسان از حیث انسانیت خودش دچار نقصان می شود.

ادامه نوشته