◀️ برهانی دیگر بر محال بودن جهان نامتناهی و ازلی
✍️ در موضوع خداشناسی، اولین و مهمترین مساله، اثبات محدود و حادث بودن، و ازلی و نامتناهی نبودن جهان است، چرا که تنها در این صورت است که خالق واحد و ازلی اثبات می شود. در فلسفه و عرفان، حدوث زمانی و آغاز داشتن جهان انکار می شود و البته از حدوث جهان با تعبیر حدوث ذاتی یاد می شود که مشکلی را حل نمی کند و نمی تواند اثبات کننده خدا و آفریدگار برای جهان باشد.
🔸از این رو ما در این موضوع، بیشتر تامل و بحث می کنیم و دلیل کلامی دیگری را برای اثبات متناهی بودن عالم و محال بودن جهان نامتناهی عرضه می کنیم:
🔸با اندکی تامل در می یابیم که موجود مقداری و عددی و متجزی و چیزی که قابل کم و زیاد شدن است یعنی جسم و ماده و جهان موجود، ذاتا و ماهیتا نمی تواند نامتناهی باشد چرا که هر مقدار و عددی که از آن محقق و موجود باشد، باز قابلیت آن را دارد که یک یا چند واحد دیگر به آن افزوده شود و رسیدن به نقطه ای که دیگر نتوان به آن چیزی افزود تا بگوییم نامتناهی است عقلا محال است و با ذات مقداری و عددی بودن نمی سازد.
🔸امام صادق علیه السلام میفرمایند:
إنّي ما وجدت شيئاً صغيراً ولا كبيراً إلّا وإذا ضمّ إليه مثله صار أكبر. (کافی؛ ج1، ص77)
من هيچ چيز کوچک يا بزرگی نيافتم مگر اينکه هر گاه مثل آن بر آن افزوده گردد بزرگتر خواهد شد. و میفرمایند:
إنّ الأشياء لو دامت علی صغرها، لكان في الوهم أنّه متی ما ضمّ شيء إلی مثله كان أكبر. (کافی؛ ج1، ص77)
بر فرض که اشيا بر کوچکی خود باقی میماندند، باز هم در وهم و فرض چنان بود که هرگاه چيزی به مثل خود افزوده میشد بزرگتر میگرديد.
🔸امام علیه السلام از حقیقت مقداری اشیاء و موجودات سخن گفته اند که ذاتا قابل اضافه شدن هستند و بنا بر این نمی توان بر آنها اطلاق نامتناهی و ازلی بودن کرد.
👈 برهان تطبیق
🔸در برخی کتب کلامی مانند کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد علامه حلی برهانی با عنوان برهان تطبیق بر محال بودن نامتناهی اقامه شده است که متن آن چنین است:
التطبيق وهو أن تؤخذ جملة الحركات من الان إلي الازل جملة ومن زمان الطوفان إلي الازل جملة أخري ثم تطبق إحدي الجملتين بالاخري فإن استمرا إلي ما لا يتناهي كان الزائد مثل الناقص هذا خلف وإن انقطع الناقص تناهي وتناهي الزائد لانه إنما زاد بمقدار متناه والزائد علي المتناهي بمقدار متناه يكون متناهيا... (کشف المراد، علامه حلي، 128)
🔸برهان تطبیق بر امتناع نامتناهی بودن جهان این است که: سلسله ای از تحولات و حرکات عالم را (مانند شب و روز) از الان تا ازل و بی نهایت در ذهنتان جدا کرده و در نظر بگیرید و سلسله ای دیگر را هم از زمان طوفان نوح (مثلا چهار هزار سال پیش) تا ازل در ذهنتان در نظر بگیرید. حال اگر قرار باشد این دو سلسله هردو تا بی نهایت ادامه پیدا کنند، معنایش آن است که هر دو سلسله اندازه هم هستند و تفاوتی ندارند در حالی که بالبداهه می دانیم سلسله دوم کمتر از سلسله اول (به اندازه چهار هزار سال) است و اما اگر بپذیریم سلسله دوم متناهی است و نمی تواند تا بی نهایت ادامه پیدا کند، لازمه آن این است که سلسله اول نیز متناهی باشد، چرا که آن به اندازه ای متناهی (چهار هزار سال) بیشتر از سلسله دوم است و معلوم است که متناهی به اضافه مقدار متناهی دیگر، متناهی خواهد بود و نه نامتناهی.
👈 برهان تطبیق به بیانی دیگر:
🔸از هر حقيقت عددي و شمارشي كه آن را نامتناهي فرض كرده ايم مقدار معيني ميكاهيم، اگر باقيمانده با مفروض اوّلي مساوي باشد، تساوي دو مقدار غير مساوي لازم ميآيد، و چنانچه باقي مانده از مفروض اولي كمتر باشد محدود و متناهي خواهد بود و مفروض اولي نيز كه مقدار معيني بر آن افزون دارد بايد متناهي و محدود باشد.
👈 باز هم به بیان و مثالی دیگر:
🔸 جهان ازلی و نامحدود نیست چون اگر به اندازه منظومه شمسی از جهان موجود کم کنیم و برداریم، آنچه از جهان باقی می ماند، نمی تواند همچنان به اندازه قبل از کم کردن منظومه شمسی باشد، چون بالبداهه به اندازه منظومه شمسی از آن کم شده است. حال جهان بدون منظومه شمسی اگر کمتر از جهان با منظومه شمسی باشد، پس جهانی محدود و غیر متناهی است. همچنین جهان با منظومه شمسی نیز متناهی خواهد بود، جرا که به اندازه ای متناهی (منظومه شمسی) بر جهان بدون منظومه شمسی اضافه دارد و در حقیقت با اضافه شدن مقداری متناهی به متناهی ای دیگر، به مقدار و جهانی نامتناهی نمی رسیم.
🔸 خب با اثبات متناهی بودن و آغاز داشتن جهان، عقل حکم می کند که جهان خالقی دارد که او خداوند متعال است. در این باره باز هم توضیح خواهیم داد.
مهدی نصیری در سال 1342هجری شمسی در دامغان متولد شد. تحصیل دروس حوزوی را از سال 1354 در حوزه علمیه دامغان نزد پدر (که خود تحصیل کرده حوزه علمیه نجف اشرف و به مقام اجتهاد نایل آمده بود)، و دیگر عالمان آن حوزه آغاز کرد. در سال 1358 برای ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه قم شد و تا سال 1366 دروس سطح حوزه را ادامه داد و همزمان در مدرسه علمیه رسالت به تدریس دروس ادبیات و منطق پرداخت. در سال 1365 همکاری با موسسه مطبوعاتی کیهان را در قم آغاز و یک سال بعد برای ادامه همکاری به تهران رفت و به عنوان دبیر سرویس مقالات روزنامه کیهان کار مطبوعاتی را ادامه داد و مقالات متعددی در زمینه مسائل سیاسی و فرهنگی روز نوشت.