🔸در جلسه گذشته در باره حجیت عقل و مستقلات عقلی و نیاز عقل به تعلیم وحی و انبیاء و اهل بیت علیهم السلام بحث کردیم و امروز می خواهم با استناد به برخی آیات و روایات این مطلب را بیشتر توضیح بدهم: 

🔸الف: همه آیات و روایاتی که در باره ضرورت و اهمیت بعثت انبیاء و ارسال رسل و انزال کتب و تشریع شرایع آمده است بر نیاز عقل آدمی به وحی و تعلیم وحیانی دلالت می کند، چرا که اگر عقل آدمی می توانست بدون وحی، گلیم خود را از آب بکشد و حکمت نظری و عملی خلق کند، نیازی به انبیاء و رسولان و معصومان و کتب آسمانی نبود. فیلسوف مسلمانی که می گوید آنچه انبیاء با وحی دریافته اند، فیلسوفان با عقل و تفکرشان به آن رسیده اند ـ جدای از واضح البطلان بودن این حرف ـ  چه خود متوجه باشد و یا نباشد، دارد به عبث بودن وحی و نبوت حکم می کند.  

🔸ب: آیات گوناگونی از قران به نیاز عقل به علم و تعلیم ـ که مشخص است منظور معلمان معصوم آسمانی است ـ تصریح کرده اند، از جمله: 

🔸1. يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُبِينًا (نساء/174)  (اى مردم براى شما از جانب پروردگارتان برهانى آمده است و ما به سوى شما نورى تابناك فرو فرستاده ايم)

🔸یکی از مهمترین ویژگی های عقل، برهان طلبی و برهان آوری است. قران می گوید ای انسانهای عاقل خدایتان برایتان برهان فرستاده است که نوری تابناک است و این برهان همان قران است که با تبیین و تفسیر پیامبر و اهل بیت علیهم السلام که کتاب ناطق هستند، حقایق و معارف برهانی را برای شما توضیح می دهد.

🔸۲. كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُوعَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ  (بقره/ 151)  
(همان طور كه در ميان شما فرستاده اى از خودتان روانه كرديم كه آيات ما را بر شما مى خواند و شما را با فضیلت و رشد یافته می کند و به شما كتاب و حكمت مى آموزد و آنچه را نمى دانستيد به شما ياد مى دهد)  
این آیه می گوید آیات و کتاب و حکمت یعنی معارف و حقایق متقن و برهانی و محکم نزد پیامبر است و او به شما چیزهایی را می آموزد که هرگز خود نمی توانستید با تفکر شخصی تان به آن برسید. 

🔸و در اینجا باید به فلاسفه و عرفای صوفی مسلک مسلمان گفت: فانی تؤفکون؟ چرا به بیراهه می روید؟ و با کدامین حجت عقلی و نقلی برای آموزش حکمت و عرفان به سراغ فیلسوفان و عارفان مشرک و سکولار یونانی رفته اید و آیات و کتاب الهی و حکمت قرانی و نبوی را رها کرده اید؟   

🔸۳. لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿انبیاء/۱۰﴾ (در حقيقت ما كتابى به سوى شما نازل كرديم كه ياد شما در آن است؛ آيا نمى انديشيد؟) 
خداوند از قران به عنوان منبع ذکر و تعقل یاد می کند و می فرماید ای خردمندان اگر در پی سیرابی عقلتان هستید، در آیات این کتاب تامل و تعقل کنید. و شاید منظور از ذکر در اینجا یادآوری کردن و تذکر دادن به گزاره ها و مستقلات عقلی ای است که در فطرت انسان تعبیه شده است مانند نیاز عالَم به خالق و عبث نبودن آفرینش و ضرورت معاد و حسن عدل و قبح ظلم و ...

🔸۴. وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ ﴿عنکبوت/۴۳﴾ (و اين مثلها را براى مردم مى زنيم ولى جز آگاهان آنها را تعقل نخواهند کرد)  
خداوند در این آیه می فرماید امثال هدایت آمیزی را که برای مردم می زنیم جز عالمان نمی توانند در آن تعقل کنند. یعنی اگر انسان عاقلی در پی تعقل در این امثال باشد،  بدون علم و آموزش از منبع عصمت و در خلأ نمی تواند در آنها تعقل کند و بفهمد..

🔸ج: روایات زیادی هم به نیاز عقل و خردورزی به تعالیم و هدایتهای وحیانی و انبیای الهی تصریح کرده اند: 

🔸۱. امیرالمؤمنین علیه السلام: فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ ... وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول وَ يُرُوهُمْ آيَاتِ الْمَقْدِرَةِ  (نهج البلاغة صبحی صالح/43) 

(خداى سبحان  پيامبران خود را پياپى در ميان اقوام مبعوث كرد، تا پايبندى به پيمان خدايى فطرت را از مردمان بخواهند، و با رساندن پيام، حجت را بر آنان تمام كنند، و آنچه در عقول انسانها پوشيده مانده است، همه را بيرون آورند و آشكار سازند، و آيات موزون جهان را به مردمان بنمايانند) 

🔸در این روایت به دو نکته مهم در ارتباط با بحث ما اشاره شده: یکی این که انبیاء با تبلیغ، حجت را بر مردم تمام می کنند یعنی این که با وجود فقط عقل که حجت باطنی است، حجت بر مردم تمام نمی شود و به منزل هدایت نمی رسند و دیگر این که پیامبران باید گنجینه های خرد آدمی را یعنی همان گزاره های پیشینی و فطری و مستقل عقلی را استخراج کنند و به انسانها یادآور شوند و انسانها به خودی خود و خودبینادانه نمی توانند به ارزشهای معرفتی موجود در عقلشان بدون خطا و توهم دست یابند.   

🔸۲. امیرالمؤمنین علیه السلام: أَعْوَنُ الْأَشْيَاءِ عَلَى تَزْكِيَةِ الْعَقْلِ التَّعْلِيمُ.  (عیون الحكم و المواعظ / 122) (آنچه بیش از همه می تواند عقل را رشد دهد و از خطا بازش دارد آموختن است) 

🔸۳.  امیرالمؤمنین علیه السلام: الْعِلْمُ مِصْبَاحُ الْعَقْل (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم/ 43) (دانش چراغ عقل و خرد است) 

🔸۴.  الامام الصادق علیه السلام: كَثْرَةُ النَّظَرِ فِي الْعِلْمِ يَفْتَحُ الْعَقْل (دعوات راوندی/ 221) زیاد نظر کردن در علم و آثار علمی عقل را شکوفا می کند) 

🔻سخن شیخ مفید در نیاز عقل به وحی

🔸عالم برجسته و متکلم عالیقدر شیعه شیخ مفید هم عبارتی در مورد نیاز عقل به تعلیم وحی دارند که متن و ترجمه آن چنین است: 

🔸«و اتفقت الإمامية على أن العقل محتاج في علمه و نتائجِه إلى السمع و أنه غير منفك عن سمع ينبه العاقل على كيفية الاستدلال و أنه لا بد في أول التكليف و ابتدائه في العالَم من رسول و وافقهم في ذلك أصحابُ الحديث و أجمعت المعتزلة و الخوارج و الزيدية على خلاف ذلك و زعموا أن العقول تعمل بمجردها من السمع و التوقيف.»  (أوائل المقالات في المذاهب و المختارات/ 44) 

🔸«شیعه امامیه و اثنی عشری بر این امر اتفاق نظر دارند که عقل آدمی در آگاهی و تصدیقهایش به وحی و شنیدن (از معصوم) نیاز دارد و محتاج به معلمی است که انسان عاقل را بر چگونگی استدلال (و رسیدن به گزاره های درست عقلی) راهنمایی کند. از همین رو انسان عاقل در آغاز تکلیف به رسول و پیامبر نیاز دارد. اهل حدیث هم با امامیه در این اعتقاد توافق دارند اما معتزله و خوارج و زیدیه مخالف این حرف هستند و گمان برده اند که عقول انسانها می توانند به طور خودبنیاد و مستقل از وحی و آموزش وحیانی به معارف دست یابند.» 

🔸بااین آیات و روایات و تصریح مرحوم شیخ مفید و نیز تصریح دیگر متکلمان بزرگ شیعی، روشن می شود که عقل آدمی نیاز به فعلیت یافتن و شکفته شدن و ارتقا دارد و در خلا نمی تواند به این امر دست یابد و تنها با آموزش و سراغ معلم معصوم و منابع و ماثر وحیانی رفتن است که به درستی شکوفا می شود و چنانچه کسی سراغ معلم دیگری غیر از مدرسه عصمت و حکمت وحیانی برود، حتما عقل و خردش دچار اعوجاج و بدفهمی و شبهه خواهد شد. همان امری که متاسفانه در مورد فلاسفه و عارفان مسلمان و شیعه با رفتن به مدرسه فلسفی و عرفانی یونانی رخ داده است و به شکافی عمیق در معارف با  متکلمان مذهب تشیع دچار شده اند.