🔻 براهین اثبات خداوند 

🔸ا. برهان صنع 

مقدمه اول: عالم مصنوع است. 
مقدمه دوم: مصنوع نیازمند صانع است 
نتیجه: عالَم صانع و خالق دارد. 
  
🔸 توضیح برهان: وقتی ما با بنا و ساختمانی مواجه می شویم ویژگی مصنوع بودن را و این که هر اتفاقی که در عرصه سفت کاری و نازک کاری این ساختمان رخ داده است، حاصل مداخله یک صانع و معمار و بنّا و عوامل گوناگون ساختمان ساز می دانیم. در مورد یک نقاشی و یا یک کارخانه و هر مجموعه دیگری همین مساله صادق است.  

🔸در برخورد با هستی و طبیعت هم ما با آثار مصنوعیت روبرو هستیم؛ به این معنا که شاهد تغییر و تحول و کم و زیاد شدن و تجزیه و ترکیب و رشد یافتن و یا تحلیل رفتن، زنده شدن و مردن، از رنگی به رنگ دیگر در آمدن و از جایی به جای دیگر منتقل شدن و دهها اتفاق و تغییر دیگر هستیم و در اینجا نیز به حکم عقل نمی توانیم این فعل و انفعالات را خود انگیخته و بدون فاعل و صانع بدانیم. عقل در پس هر حرکتی یک محرک و هر اثری یک موثر و هر فعلی یک فاعل می بیند و قهرا در پس همه تغییرات موجود در این عالم و بلکه در اصل وجود و ایجاد آن یک فاعل و صانع و خالق می بیند که او خداوند متعال است. 
دیدن مصنوع و انکار صانع بر خلاف حکم بدیهی عقل است. 

🔸این برهان ساده، که با تقریر و بیان دیگری نیز می توان آن را بیان کرد و لایه های عمیق تری نیز دارد که خواهیم گفت، مهمترین برهان عقلی است که مورد ارشاد و تعلیم و تذکر قران و اهل بیت علیهم السلام قرار گرفته و البته به شبهاتی هم که از جانب منکرین بر آن وارد شده است، با استدلال عقلی پاسخ گفته اند و ما در ادامه مباحث به آنها خواهیم پرداخت. 

🔻مبانی قرانی و روایی برهان صنع 

🔸1. اولا باید این نکته را متذکر شویم که اثبات خداوند و ایمان به وجود خالق و صانع عالم، منحصر در شناخت عقلی و همین برهان صنع و اثر و موثر است و دیگر برهانها مانند برهان «حدوث» و «نظم» و «وجوب و امکان» هم بیانی دیگر از همن برهان صنع است (که در جلسات بعدی توضیح خواهم داد) و  دست حس از شناخت خداوند کوتاه است و وحی نیز ما را به معرفت عقلی خداوند رهنمون می سازد و معرفت تعبدی به وجود خداوند را از ما طلب  نمی کند. بنا بر این خداوند نه حس کردنی است و نه قابل وجدان و کشف و  شهود قلبی است و اگر در جایی هم سخن از معرفت و شهود قلبی رفته باشد، مقصود همان معرفت عقلی است.

🔸امام رضا علیه السلام می فرماید: بِصُنْعِ اللَّهِ يُسْتَدَلُ عَلَيْهِ وَ بِالْعُقُولِ يُعْتَقَدُ مَعْرِفَتُه (توحيد صدوق، ص35) یعنی منحصرا با صنع و مخلوقات خداوند بر وجود او استدلال می شود و منحصرا با عقل به معرفت او دست می یابیم. (انحصار را بر اساس قواعد ادبی از تقدم جار و مجرور بر متعلق آن در هر دو جمله می فهمیم) 

🔻2. برهان صنع در بیان قران: 

در قران همه آیاتی که از طبیعت و خلقت و آفرینش انواع و اقسام موجودات سخن رفته است همگی ناظر به برهان صنع و اثبات صانع و خالق عالم با توجه به مصنوعات و مخلوقات است و ما در اینجا به دلیل اختصار تنها به چهار آیه اشاره می کنیم:

🔸ـ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (بقره /164) ل
در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز و كشتي هايى كه در دريا روانند با آنچه به مردم سود مى رساند و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن زمين را پس از مردنش زنده گردانيده و در آن هر گونه جنبنده اى پراكنده كرده و [نيز در]د گردانيدن بادها و ابرى كه ميان آسمان و زمين آرميده است براى گروهى كه مى انديشند واقعا نشانه هايى [گويا] وجود دارد 

🔸ـ وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ (مومنون/12تا 14) 
و به يقين انسان را از عصاره اى از گلد آفريديم سپس او را [به صورت] نطفه اى در جايگاهى استوار قرار داديم، آنگاه نطفه را به صورت علقه درآورديم پس آن علقه را [به صورت] مضغه گردانيديم و آنگاه مضغه را استخوانهايى ساختيم بعد استخوانها را با گوشتى پوشانيديم آنگاه [جنين را در] آفرينشى ديگر پديد آورديم آفرين باد بر خدا كه بهترين آفرينندگان است 

🔸ـ نَحْنُ خَلَقْنَاكُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ أَفَرَأَيْتُمْ مَا تُمْنُونَ أَأَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ واقعه/ 57تا 59) 
 ماييم كه شما را آفريده ايم پس چرا تصديق نمى كنيد  آيا آنچه را [كه به صورت نطفه] فرو مى ريزيد ديده ايد  آيا شما آن را خلق مى كنيد يا ما آفريننده ايم? 

🔸ـ أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ  لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ (واقعه/63 تا 65) 
ـ آيا آنچه را كشت مى كنيد ملاحظه كرده ايد،  آيا شما آن را [بى يارى ما] زراعت مى كنيد يا ماييم كه زراعت مى كنيم? اگر بخواهيم قطعا خاشاكش مى گردانيم پس در افسوس [و تعجب] مى افتيد.

🔸خداوند در تمام آیات فوق از فاعلیت و صانعیت و خالقیت خود در هستی و این که همه تغییر و تحولات به اراده و قدرت اوست و این که بندگان باید او را در پس همه این تحولات و فعل و انفعالات ببینند و عقلا به وجود او اقرار کنند، سخن گفته است و به تعبیر دیگر عقول ما را به برهان صنع توجه داده است. 

در جلسه بعد ارشاد به  برهان صنع را در روایات اهل بیت علیه السلام نشان خواهیم داد.

اشكال: یکی از ادعاهایی که ممکن است علیه برهان صنع مطرح بشود این است که فعل و انفعالات و تغییراتی که در طبیعت و جهان رخ می دهد، محصول علل و اسبابی است که در طبیعت وجود دارد  و علوم جدید  هم هر روز این مکانیسم و نحوه کارکرد آن را کشف می کنند و به عبارت دیگر محصول یک مکانیسم هوشمند داخلی است و ربطی به خالق و صانع  ندارد. 

پاسخ: علل و اسباب و مکانیسم درونی خود یک اثر و مصنوع و طرح و برنامه ای هستند که نیاز به موثر و  صانع و طراح و برنامه نویس دارند و باز به حکم عقل نمی توانند صانع و خالق خود باشند بلکه باید صانع و خالقی بیرون از خود داشته باشند. 

🔸به عنوان مثال اگر ما رباتی انسان نما را مشاهده کنیم که به طور خودکار فعالیت می کند و کارهایی را انجام می دهد، در می یابیم که این فعالیتها و حرکات منظم و هدف دار او محصول یک برنامه و نرم افزاری است که در درون این ربات یا در بیرون و متصل به این ربات تعبیه شده و این حرکتها و فعل و انفعالات بر اساس آن نرم افزار سامان می یابد و بالبداهه  روشن است که این نرم افزار محصول برنامه نویسی یک مهندس و برنامه نویس دانا و مسلط بوده است و هرگز بر اساس تصادف و اتفاق ایجاد نشده است. 

🔸 بنا بر این وجود اسباب و مسببات و یک نظام علّی  و معلولی در عالم و طبیعت ـ که امر درستی است ـ علاوه بر این که وجود صانع و خالق را نفی نمی کند بلکه علاوه بر اثبات وجود آن، بیانگر صفت علم و قدرت و حکمت و تدبیر آن صانع نیز می باشد.

🔸در روایت توحید، مفضل به امام صادق علیه السلام می گوید: قومی ادعا می کنند که ویژگی ها و شگفتی های موجود در بدن آدمی {به عنوان یکی از پدیده های آفرینش که ما آن را مصنوع خداوند می دانیم} نتیجه کارکرد طبیعت است. 

🔸امام فرمود: از آنها بپرس: آیا این طبیعت، دارای علم و قدرت بر ایجاد این ویژگی ها در انسان بوده است یا نه؟  اگر بگویند، بوده، باید از آنها پرسید چرا با این وجود به خالقی عالم و قادر اعتراف نمی کنند؟ و اگر بگویند طبیعت فاقد علم و قدرت است (اما ما در عین حال این ویژگی های حکیمانه را در وجود انسان می بینیم) پس نشانه این است که این اثرِ خالقی حکیم است که آنها بر او نام طبیعت نهاده اند در حالی که این سنت و قانونمندی  خداوند است که در مخلوقاتش و جهان آفرینش تعبیه و جاری کرده است.» (بحار الانوار ج 3، ص 67)