🔻در جلسه قبل اولین برهان عقلی را ـ برهان صنع ـ در موضوع اثبات وجود خداوند مطرح کردیم و سپس آیاتی از قران را که خردمندان را به این برهان  ارشاد می کرد، ذکر کردیم. اکنون در این جلسه به روایاتی خواهیم پرداخت که مشیر و مرشد به این برهان عقلی هستند:

🔸1. امیرالمؤمنین علیه السلام: فانظر الى الشّمس و القمر، و النّبات و الشّجر، و الماء و الحجر، و اختلاف هذا اللّيل و النّهار، و تفجّر هذه البحار، و كثرة هذه الجبال، و طول هذه القِلال، و تفرّق هذه اللّغات و الألسن المختلفات، فالويل لمن أنكر المقدّر، و جحد المدبّر. زعموا أنّهم كالنّبات ما لهم زارع، و لا لاختلاف صورهم صانع. و لم يلجئوا الى حجّة فيما ادّعوا، و لا تحقيق لما اوعوا، و هل يكون بناءُ من غير بان، او جناية من غير جان.

🔸 امیرالمومنین علیه السلام:  به خورشيد و ماه، و درخت و گياه، و آب و سنگ، و به پياپى آمدن شب و روز، و گستردگى درياها، و فراوانى كوهها، و ارتفاع قله ها، و اختلاف زبانها و لهجه ها، نيكو بنگر! بدا به حال آن كس كه تقديركننده و مدبّر اين جهان را انكار كند. منكران چنان پنداشتند كه اينها هم همچون گياهانِ خودرو هستند كه زارعى ندارند، و اين صورت هاى گوناگون را صانعى نيست. و آنان براى اين ادعاى خود هيچ حجت و برهانى نداشتند، و به هيچ گونه تحقيقى در اين باره برنخاستند. آيا مى شود كه ساختمانى بدون سازنده و جنایتی بدون جانی باشد.؟  (نهج البلاغة صبحی صالح، ص271)

🔸شاید این که امام فرموده اند آیا جنایت بدون جانی ممکن است؟ از این جهت است که یک مثال احساسی است و می توان از کسی که منکر خداوند است پرسید: اگر مثلا شبی از محل کار به منزل برگردی و با صحنه قتل یکی از عزیزانت مواجه شوی، آیا هرگز به ذهنت خطور خواهد کرد که این جنایت، فاعل و جانی نداشته و به طور دفعی و بدون علت ایجاد شده و از همین رو در صدد پیدا کردن قاتل نباشی و با پلیس تماس نگیری؟ یا اگر با پلیس تماس گرفتی، در جواب تو بگویند، حتما و یا احتمالا قاتلی در کار نیست و این حادثه ای بدون محدث و جنایتی بدون جانی است، چه واکنشی در برابر این حرف پلیس نشان خواهی داد؟ و آیا با فرماندهی بالاتر پلیس بابت این حرف غیر عاقلانه و مسخره او تماس نخواهی گرفت و شکایت نخواهی کرد؟
 پس جناب ملحد، سزاوار نیست در پس این همه اثر و مصنوع و تحول و تغییر و حوادث در عالم، صانع و خالقی نبینی و مثلا آنها را محصول تصادف و اتفاق و یا مکانیسم هایی درونی و خودکار ببینی و برای آن مکانیسمها هم علت و صانع و طراحی قائل نباشی و بگویی آن مکانیسمها و علل درونی خود به خود ایجاد شده اند و عمل می کنند. 

🔸2. عن هشام بن الحكم أنّه قال: كان من سؤال الزنديق الذي أتى أبا عبد الله عليه السّلام: ما الدليل على صانع العالم؟ فقال أبو عبد الله عليه السّلام: «وجود الأفاعيل التي دلّت على أنّ صانعها صنعها، ألا ترى أنّك إذا نظرت إلى بناء مشيَّد مبنيّ، علمت أنّ له بانيا و إن كنت لم تر الباني و لم تشاهده؟... فَلَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ إِثْبَاتِ الصَّانِعِ لِوُجُودِ الْمَصْنُوعِين».           (توحيد صدوق ص: 244 و 246)
 
🔸«هشام بن حکم روایت می کند که زندیقی نزد امام صادق علیه السلام آمد و پرسید: دلیل بر صانع و خالق جهان چیست؟ امام فرمود: وجود مصنوعات و فعل و انفعالات و تغییراتی که خبر از فاعل و سازنده ای در ورای آنها می دهد. آیا وقتی تو به سازه و بنایی مرتفع می نگری، به بانی و سازنده آن رهنمون نمی شوی، اگر چه سازنده  و معمار آن را  ندیده باشی؟...پس با وجود مصنوعات، صانع و خالق آنها اثبات می شود.» 

🔸3. الصادق علیه السلام: فَقَالَ لَهُ أَ مَصْنُوعٌ أَنْتَ أَوْ غَيْرُ مَصْنُوعٍ فَقَالَ عَبْدُ الْكَرِيمِ بْنُ أَبِي الْعَوْجَاءِ بَلْ أَنَا غَيْرُ مَصْنُوعٍ فَقَالَ لَهُ الْعَالِمُ ع فَصِفْ لِي لَوْ كُنْتَ مَصْنُوعاً كَيْفَ كُنْتَ تَكُونُ فَبَقِيَ عَبْدُ الْكَرِيمِ مَلِيّاً لَا يُحِيرُ جَوَاباً وَ وَلِعَ بِخَشَبَةٍ كَانَتْ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هُوَ يَقُولُ طَوِيلٌ عَرِيضٌ عَمِيقٌ قَصِيرٌ مُتَحَرِّكٌ سَاكِنٌ كُلُّ ذَلِكَ صِفَةُ خَلْقِهِ فَقَالَ لَهُ الْعَالِمُ فَإِنْ كُنْتَ لَمْ تَعْلَمْ صِفَةَ الصَّنْعَةِ غَيْرَهَا فَاجْعَلْ نَفْسَكَ مَصْنُوعاً لِمَا تَجِدُ فِي نَفْسِكَ مِمَّا يَحْدُثُ مِنْ هَذِهِ الْأُمُورِ فَقَالَ لَهُ عَبْدُ الْكَرِيمِ سَأَلْتَنِي عَنْ مَسْأَلَةٍ لَمْ يَسْأَلْنِي عَنْهَا أَحَدٌ قَبْلَكَ (اصول كافي  ج1، ص76)

🔸امام صادق علیه السلام در گفتگویی که با عبدالکریم ابن ابی العوجاء منکر خداوند داشت، از وی پرسید: تو مصنوعى يا غير مصنوع (ساخته شده اى يا خود به وجود آمده ای)؟ عبد الكريم گفت: ساخته نشده ام. امام فرمود: براى من توضیح بده كه اگر ساخته شده بودى چگونه مي بودى؟ 
عبد الكريم مدتی به فكر فرو رفت و در پاسخ درماند و به چوبى كه جلويش بود، سرگرم شد و مى گفت: دراز، پهن، ژرف، كوتاه، متحرّك، ساكن. اينها همه صفت مخلوق اوست.
امام فرمود: اگر براى مصنوع صفتى جز اينها ندانى، بايد خودت را هم مصنوع بدانى زيرا در وجودت  از اين امور که نشانه مصنوع بودن است، مى يابى. 
عبد الكريم گفت: از من چيزى پرسيدى كه هيچ كس پيش از تو نپرسيده است. 

🔸4. الصادق علیه السلام للمفضل: لَوْ رَأَيْتَ تِمْثَالَ الْإِنْسَانِ مُصَوَّراً عَلَى حَائِطٍ وَ قَالَ لَكَ قَائِلٌ إِنَّ هَذَا ظَهَرَ هُنَا مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِهِ لَمْ يَصْنَعْهُ صَانِعٌ أَكُنْتَ تَقْبَلُ ذَلِكَ بَلْ كُنْتَ تَسْتَهْزِئُ بِهِ فَكَيْفَ تُنْكِرُ هَذَا فِي تِمْثَالٍ مُصَوَّرٍ جَمَادٍ وَ لَا تُنْكِرُ فِي الْإِنْسَانِ الْحَيِّ النَّاطِق  ( بحار الأنوار، ج3، 88) 

🔸امام صادق علیه السلام خطاب به مفضل: اگر شکل انسانی را که بر دیواری نقاشی شده ببینی و کسی به تو بگوید که این نقاشی بدون نقاش است و خود به خود ظاهر شده و صانع و نقاشی ندارد، آیا حرف او را می پذیری، یا او را مسخره می کنی؟ پس چگونه است که کسانی در مورد نقشی بی جان و جامد، چنین قضاوتی نمی کنند و او را بدون سازنده و نقاش نمی دانند اما خالق انسان زنده و متفکر و سخنگو را انکار می کنند؟ (بحار الأنوار، ج3  ص50) 

🔸 تابلوی مونالیزا یا لبخند ژوکوند که در موزه لوور پاریس هست، هر ساله میلیونها توریست از سراسر جهان به دیدن این تابلو می روند و لئوناردو داوینچی نقاش این تابلو را تحسین می کنند و هرگز کسی نمی گوید این نقاشی بدون نقاش بوده و هرگز کسی نمی گوید چون این نقاشی برای پانصد سال پیش است و من نقاش آن را ندیده ام، نمی پذیرم که حتما نقاشی داشته، چون ممکن است خود به خود به وجود آمده و این که در تاریخ گفته شده که نقاش آن داوینچی بوده، خبری جعلی است.
 چرا که همگان در عقل آدمی که چنین ادعای گزافی را مطرح می کند، شک خواهند کرد و او را دست خواهند انداخت. حال اگر کسی در مورد طبیعت و جهان چنین بیاندیشد و آن را خودرو و بدون خالق بداند نیز مستحق چنین استهزایی است، چون بر خلاف حکم عقل قضاوت کرده است.