🔸بر اساس برهان صنع گفتیم که عالم مخلوق و مصنوع خداوند است و همه تغییرات و تحولات و فعل و انفعالاتی که در هستی و طبیعت رخ می دهد با فاعلیت و اراده و مشیت و اذن خداوند صورت می گیرد و موجودِ مصنوع و متغیر و متحرک نمی تواند خودرو و خودران باشد. 

🔸ملحدان متجدد تحت تاثیر علوم جدید که به کشف علل و اسباب موجود در عالم پرداخته است، اعلام می کنند که  تغیرات و تحولات هستی تابع مکانیسمی درونی و عملکرد قوانین و علل و اسباب موجود در ذات و صمیم اشیاء و پدیده های هستی است و نیازی به یافتن خدایی ورای آنها نیست. 

🔸در حالی که گفتیم عقل همان گونه که برای هر مصنوعی، صانع و اثری، موثر می جوید برای این علل و اسباب موجود در هستی نیز صانع و موثر می بیند و بدیهی است گریزی از قائل شدن به صانع و خالقی که در پس همه این تحولات و علل و اسباب است و خود به دلیل ازلی بودن و ماهیت مصنوع نداشتن بی نیاز از صانع است، نمی باشد.  

🔸با این مقدمه باید در اینجا به این نکته اشاره کنیم که یکی از اشکالات مهم نظام تعلیم و تربیت مدرن از آغاز مدرسه تا پایان دانشگاه، توجه تام و تمام به علل و اسباب عادی و مادی پدیده ها و انکار و یا حداقل غفلت و مسکوت گذاشتن مسبب الاسباب و خداوند متعال است و این اشکال منحصر به علوم انسانی نبوده بلکه در علوم طبیعی و تجربی نیز قویا وجود دارد. در چنین سلوک تعلیمی و تربیتی ای حتی اگر خداوند صریحا انکار نشود و تنها مسکوت گذاشته شود، پس از مدتی توجه به خداوند از فکر و دل دانش آموزان و دانش جویان زدوده می شود. 

🔸گویا اطلاع آدمی هر چقدر از اسباب عادی بیشتر می شود، زمینه غفلتش از مسبب الاسباب و سبب ساز فراهم تر می شود و شاید سرّ این که اهل بیت علیهم السلام در تبیین پدیده های طبیعی و مادی کمتر به علل و اسباب عادی پرداخته اند و پیوسته بر ربوبیت و تدبیر و دخالت خداوند تکیه کرده اند، همین مساله بوده است، همان گونه که سلوک قرانی نیز چنین است و مثلا زراعت و رویش گیاه را به خداوند نسبت می دهد نه به کشاورز و یا قوانین خاک و آب: افرایتم ما تحرثون أأنتم تزرعونه ام نحن الزارعون؟ (آیا به آنچه که می کارید، نظر کرده اید، آیا شما آن را می رویانید یا ما رویندگانیم؟) 

🔸 و یا مثلا اگر از ما پرورش یافتگان نظام تعلیم و تربیت مدرن بپرسند چه چیز مانع سقوط پرندگان که در آسمان پرواز می کنند، بال می بندند و بال می گشایند، می باشد، ما بلافاصله به تبیین علل عادی آن و قوانین فیزیکی در این زمینه ـ که در جای خود ممکن است درست هم باشد می پردازیم ـ اما در سلوک علمی قران، مساله به گونه دیگری است و قران یک سره به سراغ خداوند که خالق همه قوانین و اسباب است و لحظه ای از تدبیر عالم و هستی فارغ نمی شود، می رود و متذکر به وجود و سببیت و صانعیت او می شود:
أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ (آیا ندانسته اند که پرندگان بالای سرشان را در حالی که بال می گشایند و می بندند، فقط [خدای] رحمان در فضا نگه می دارد؟ یقیناً او بر همه چیز بیناست). 

🔸و شاید یکی از اسرار این که خروجی نظام تعلیم و تربیت ما با این که در آن خداوند صریحا انکار نمی شود و علی الظاهر کمتر حرف الحادی زده می شود، تمایلش به سمت لامذهبی و فاصله گیری از دین بیشتر از دیندار شدن است، همین سلوک علمی سکولاری باشد که نه با انکار صریح خداوند بلکه با مسکوت گذاشتن آن و پرداختن به علل و اسباب عادی و ظاهری به تدریج از اذهان، خدا زدایی می کند و بذر نسیان حضرت حق را در فکر و دل آنان می نشاند.