◀️ برهان کلامی حدوث در اثبات وجود خداوند
🔸 پس از ذکر برهان صنع در اثبات وجود خداوند اکنون به ذکر برهان حدوث می پردازیم که البته این برهان نیز بیانی دیگر از برهان صنع است.
تقریر و بیان برهان حدوث چنین است:
🔸ـ اجزا و موجودات عالَم و نیز کل عالم قابل کم و زیاد شدن است (و به تعبیر دیگر وجود مقداری دارند)
ـ آنچه قابل کم و زیاد شدن است، حادث است
ـ پس عالم و جهان حادث است
🔸توضیح:
ما به هر موجودی که در هستی بنگریم قابل کم و زیاد شدن است. انسان، حیوان، آب، درخت، ماه، ستاره، کوه و ... می توانند کم یا زیاد شوند. هر انسانی این قابلیت را دارد که وزنش کم یا زیاد شود یا بر عمرش افزوده شود. جمعیت انسانها می تواند کم یا زیاد شود. درختان نیز همین گونه اند. مثلا حجم و جِرم ماه می تواند بزرگتر یا کوچکتر از این شود، یعنی این قابلیت را عقل ما در وجود آن می بیند. ماه می تواند ده تا شود یا اساسا معدوم شود و نباشد. در منظومه شمسی میلیونها ستاره وجود دارد. به لحاظ عقلی ممکن است و محال نیست که تعداد این ستاره ها کم یا زیاد شود یا حجم هر ستاره ای کوچک و بزرگ شود.
در خود منظومه شمسی این امکان عقلی وجود دارد که محدودتر یا گسترده تر شود و نیز چند منظومه شمسی مانند آن ایجاد شود و یا اساسا از عالم حذف و نیست و نابود شود. خلاصه هر موجودی را که در این عالم در نظر بگیریم قابل کم و زیاد شدن است. حتی به حکم عقل موجودی مثل جبرییل، می تواند بزرگتر و با عظمت تر از وضعیت کنونی اش باشد و نیز عقلا محال نیست که چند فرشته مانند جبرییل خلق و ایجاد شود و یا اساسا جبرییل معدوم شود.
🔸وقتی اجزای عالَم چنین است خود عالم و هستی نیز از این ویژگی مستثنا نیست. یعنی کل این عالم می تواند بزرگتر و گسترده تر از وضع کنونی اش یا کوچکتر و محدودتر باشد. وقتی می گوییم عقل ممکن می داند که منظومه شمسی بزرگتر یا کوچکتر یا معدوم شود و یا چند منظومه شمسی مشابه ایجاد شود، معنی اش این است که حجم عالم می تواند بزرگتر یا کوچکتر شود.
همچنین به حکم عقل کل عالم می تواند معدوم شود و یا چند عالم مشابه آن ایجاد شود.
🔸خب، این ویژگی کم یا زیاد شدن، نشانه نامتناهی نبودن و ازلی نبودن است. موجودی که ازلی است و زمان و مکان ندارد و نامتناهی است، قابل کم و زیاد شدن نیست. اگر بشود مقداری از آن برداشت و یا مقداری به آن افزود و یا آن را معدوم کرد و یا چند عالم مشابه آن ایجاد کرد، نشانه این است که ازلی و نامتناهی نبوده و حادث است و زمانی نبوده و بعد بود و حادث شده است.
🔸پس از اثبات حدوث و متناهی بودن عالم نوبت به استدلال و قیاس بعدی می رسد:
ـ عالَم حادث است
ـ حادث نیاز به محدث و خالق دارد
ـ عالَم محدِث و خالق دارد که خداوند متعال است.
🔸توضیح:
وقتی عالم، حادث و متناهی باشد و وجود و هستی آن آغاز و زمان داشته باشد، در باره چگونه به وجود آمدن آن سه فرض مطرح است:
1. خود به خود به وجود آمده
2. خودش خودش را ایجاد کرده
3. خالق و صانعی او را ایجاد کرده.
در مورد فرض اول عقل آن را مردود می شمارد، چرا که بالبداهه هیچ اثری بدون موثر و هیچ مصنوعی بدون صانع و هیچ حادثی بدون محدث نمی تواند باشد.
در فرض دوم هم یک امر خلاف عقل مطرح شده چون معنی ندارد چیزی که نبوده، خودش را به وجود آورده باشد. به اصطلاح کلامی این فرض به معنای تقدم شی بر خودش است که امری محال است.
تنها فرض سوم درست است که عالم خالق و صانعی دارد
🔸اما باید به حکم عقل این مطلب را هم برای تکمیل برهان به آن اضافه کرد که این خالق و صانع نمی تواند از جنس عالم باشد، یعنی خودش نیز موجود مقداری و قابل کم و زیاد شدن باشد. چون اگر چنین باشد باز خود ازلی و نامتناهی نبوده و حادث است و نیاز به خالق و صانعی دیگر دارد.
🔸پس عقل حکم می کند که جهان خالقی ازلی دارد که با جهان و مخلوقات خود تباین ذاتی و وجودی دارد. یعنی عالم و مخلوقات موجودات کمّی و مقداری و قابل کم شدن و زیاد شدن هستند اما خداوند بر خلاف آنها وجودی غیر مقداری و غیر قابل کم و زیاد شدن است.
🔸همان گونه که ملاحظه می کنید تمام مقدمات و طبعا نتیجه برهان حدوث گزاره هایی عقلی هستند و ما به حکم عقل آنها را می پذیریم و نه به دلیل نقلی و تعبدی بودن.
حال در جلسه بعد پس از توضیحاتی بیشتر در باره این برهان، نشان می دهیم که قران و اهل بیت علیهم السلام ما را به این برهان متقن عقلی ارشاد و هدایت کرده اند.
👈 پی نوشت: دوستان می دانند که ما ابتداء در صدد توضیح خداشناسی بر اساس مبانی عقل و تعالیم وحی هستیم و پس از آن به نقد خداشناسی فلسفی و عرفانی خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که خداشناسی ف و ع هم بر خلاف عقل است و هم بر خلاف آموزه های وحیانی قران و اهل بیت علیهم السلام.
مهدی نصیری در سال 1342هجری شمسی در دامغان متولد شد. تحصیل دروس حوزوی را از سال 1354 در حوزه علمیه دامغان نزد پدر (که خود تحصیل کرده حوزه علمیه نجف اشرف و به مقام اجتهاد نایل آمده بود)، و دیگر عالمان آن حوزه آغاز کرد. در سال 1358 برای ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه قم شد و تا سال 1366 دروس سطح حوزه را ادامه داد و همزمان در مدرسه علمیه رسالت به تدریس دروس ادبیات و منطق پرداخت. در سال 1365 همکاری با موسسه مطبوعاتی کیهان را در قم آغاز و یک سال بعد برای ادامه همکاری به تهران رفت و به عنوان دبیر سرویس مقالات روزنامه کیهان کار مطبوعاتی را ادامه داد و مقالات متعددی در زمینه مسائل سیاسی و فرهنگی روز نوشت.