گفتگوی ایکنا با مهدی نصیری پیرامون غیبت،  تشکیل حکومت و تمدن سازی، نشانه های ظهور و جایگاه خداوند و منجی در بحران کرونا 

1- آیا غیبت امام دوازدهم محصول کفران نعمت مردمان عصر ائمه(ع) بوده یا تقدیر الهی چنان رقم زده بوده است؟ اگر حاصل عملکرد مردم آن دوران بوده چرا باید مردمان اعصار دیگر نیز از این نعمت محروم شوند؟

در مورد عوامل غیبت امام مهدی علیه السلام در روایات ما نکات متعدد و مختلفی ذکر شده است که در این میان ذکر دو نکته مهم است. یکی این که اولا باید بدانیم اراده الهی بر این بود که با بعثت پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله تاریخ بشریت با سر انجامی خوش و همراه با عدالت به پایان برسد اما این مشروط به این بود که مسلمانان و اصحاب حضرت به سفارش مهم ایشان در باره ولایت و جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام عمل می کردند و آن حضرت و فرزندانش زمام امر هدایت جامعه را به دست می گرفتند اما متاسفانه این امر به دلیل سستی مردم و عدم پشیبانی آنان از امیرالمؤمنین اتفاق نیافتاد و با حادثه شوم سقیفه در واقع برنامه بعثت ناتمام ماند و جهان وارد دوره ای از تاریکی و ظلمت شد. عدم حمایت مردم از اهل بیت علیهم السلام که جانشینان شایسته پیامبر بودند کار را به جایی رساند که آخرین آنان یعنی امام مهدی علیه السلام به خاطر خفقان شدید حاکم که حاکمان به دنبال قتل و نابودی آن حضرت بودند، در پرده غیبت رفت.

پس زمینه ساز امر غیبت فقدان پشتیبانی لازم امت از اهل بیت علیهم السلام و حکام جوری بودند که در پی قتل و محو آنان بودند. اما نکته دوم این که آیا همه علل و عوامل غیبت، خفقان حاکم و خوف امام از قتل بوده، که اگر این عامل برطرف شد امام باید ظهور کند، چنین نیست و عواملی دیگر نیز ذکر شده و از جمله در برخی روایات آمده که غیبت سرّی از اسرار الهی است که همه ابعاد آن اکنون روشن نیست و شاید با ظهور حضرت آشکار شود اما از آنجا که به حکمت خداوند باور داریم تردیدی نداریم که در این امر خیر و مصلحتی برای انسان و کل بشریت بوده است.

به عنوان یک احتمال می توان گفت که چون قرار است پایان تاریخ، دوره ای طلایی در حاکمیت عقلانیت و عدالت و معنویت باشد، تحقق این امر در گرو این است که بشریت همه راهها و مکتبها و گرایشها و ایسمها را تجربه کند و با آمادگی لازم برای یک اتفاق جدید و متفاوت که قرار است جهانی باشد، برسد آن گاه امر ظهور محقق شود تا با پذیرش و اشتیاق عمومی همراه باشد.

اما این که چرا باید مردمان اعصار دیگر زیان حاصل از کوتاهی امت را در صدر اسلام تحمل کنند، به این دلیل است که خداوند انسانها را مختار و آزاد آفریده است. گاهی یک حرکت و اقدام غلط از سوی یک انسان می تواند منطقه ای و شهری و جنگلی را به آتش و ویرانی بکشاند. گاه کوتاهی مردم یک نسل و زمانه می تواند خسارتهای چبران ناپذیری برای نسل های بعدی ایجاد کند و قرار نیست خداوند همیشه و الزاما در این موارد دخالت کند بلکه این انسانها و مردم هستند که باید اعمال خود را مسئولانه انجام دهند و اگر به خطا رفتند عواقب سوء آن را به جان بخرند.

در مورد توقف برنامه بعثت پیامبر و کشتن و از صحنه به در کردن اهل بیت علیه السلام که به غیبت منجر شد نیز همین امر صادق است و البته باید دانست که گناه این امر عمدتا بر گردن اولین کسان و مردمانی است که بنیاد این ظلم و جور را با اهل بیت علیهم السلام گذاشتند و به سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله عمل نکردند. نسل های بعدی البته اگر حقانیت اهل بیت علیهم السلام را درک کردند و حمایت لازم و ممکن را نکردند نیز مسئولند اما در صورت عدم درک و تمام نشدن حجت بر آنان در زمره مستضعفان فکری هستند که مورد عذاب و عقاب قرار نخواهند گرفت.

ضمن این که خداوند برای مومنان در دوره غیبت که به پیامبر و خاندانش ایمان بیاورند چنان اجر و پاداشی قرار داده که گاه بیشتر از پاداش مومنان دوران ظهور و حضور اهل بیت علیهم السلام است و این در واقع به نحوی تلخی ظلم واقع شده در حق آنان را بر اثر خیانت نسلهای پیشین، در آخرت جبران می کند.

2- برخی معتقدند که برای تحقق ظهور، مقدمه سازی لازم است نظر شما در این زمینه چیست؟ آیا مردم با عملکرد خویش می‌توانند مسیر ظهور را هموارتر کنند؟

آنچه بنده از روایات می فهمم ظهور متوقف بر تاسیس حکومت و یا تمدن سازی و نظام سازی فقهی و دینی در پیش از ظهور نیست. اما این بدان معنا نیست که شیعه اگر برایش در عصر غیبت امکان اصلاح گری در حد تشکیل حکومت فراهم شد، نباید سراغ این امر برود.

 البته برخی از فقها چنین نگاهی سلبی به حکومت در عصر غیبت دارند اما بسیاری نیز از جمله امام خمینی (ره) نگاهی مقابل این دیدگاه داشته و معتقد بودند در صورت امکان بر فقیه جامع الشرایط لازم است که اقدام به تشکیل حکومت برای تحقق احکام و آرمانهای دینی نماید اما این که بگوییم ظهور متوقف بر برپایی نظام و حکومتی دینی است لااقل بنده از روایات چنین چیزی را نمی فهمم در عین حال که این حرف نیز قطعا درست نیست که تشکیل حکومت باعت تاخیر در ظهور خواهد شد و مثلا نباید دست به فعالیتهای سیاسی برای اصلاح امور در دوران غیبت زد.

نکته مهم این است که ما نباید امر سیاسی و تاسیس حکومت دینی را در دوران غیبت در صورت امکان با مساله ظهور پیوند بزنیم. بر اساس نگاه فقهایی مانند امام خمینی، تکلیف تاسیس حکومت بر فقیه یک واجب نفسی و مستقل از زمینه ساز بودن یا نبودن آن برای ظهور است. مگر ما می دانیم که ظهور یک سال دیگر یا ده و صد و دویست سال دیگر است که بگوییم جمهوری اسلامی زمینه و مقدمه آن است؟

البته یک چیز نیز روشن است که ظهور در خلا کامل معرفتی و سیاسی صورت نمی گیرد و از بعضی روایات فهمیده می شود که هنگام ظهور علاوه بر کادر اصلی سیصد و سیزده نفر گروهها و جمعیتهایی که از آن با عنوان سپاه خراسانی و یا یمانی و یا حسنی یاد شده پا به رکاب برای یاری حضرت آماده اند و با وقوع ظهور برای یاری حضرت می شتابند و از برخی روایات هم این برداشت می شود که حرکتی انقلابی از ایران و قم شروع می شود و در نهایت به ظهور متصل می شود که به احتمال قوی می تواند در مورد قیام امام خمینی و انقلاب اسلامی باشد اما با این حال نمی توانیم با قاطعیت این تطبیقها را انجام بدهیم و یا برای ظهور وقت و یا حتی بازه زمانی خاصی را تعیین کنیم.  

3. اما امام خمینی در مواردی از این که جمهوری اسلامی پرچم را به امام زمان علیه السلام خواهند داد، سخن گفته اند؟

بله اما این می تواند به این معنا باشد که ما آرزو می کنیم و عاجزانه از خداوند تقاضا می کنیم که امر ظهور را نزدیک گرداند و انقلاب اسلامی را که توسط شیعیان و محبان و منتظران امام زمان علیه السلام صورت گرفته به نهضت حضرت متصل گرداند. چنین امری نه تنها ایرادی ندارد و به معنای توقیت نیست بلکه امر مستحسن و سفارش شده ای از سوی اهل بیت علیهم السلام است که شیعه باید صبح و شام منتظر باشد و ظهور را نزدیک بداند و شعله امید به قریب الوقوع بودن آن در دلش خاموش نشود و در طول تاریخ، شیعه چنین بوده. مرحوم مجلسی هم در دوران صفویه سخت امیدوار بوده که آن دولت به ظهور متصل شود ام این که به نحو قاطع و توقیت بگوییم که ظهور چه موقع است و آیا متصل به انقلاب اسلامی هست یا نه، نمی توانیم.

البته یکی از ادله این امر هم می تواند مربوط به بروز نشانه های فراوانی باشد که در روایات اهل بیت علیهم السلام برای ظهور ذکر شده و ما امروز شاهدیم که اکثریت قاطع آنها جز نشانه های حتمی، رخ داده و بسیاری از آنها ظرف یک قرن و نیم قرن و بلکه یکی دو دهه اخیر واقع شده و این طبیعی است که همگی یا اغلب، ظهور را بسیار قریب الوقوع بدانیم و دعا کنیم که این اتفاق تاریخی در زمان ما و همزمان با استقرار جمهوری اسلامی که محصول جانفشانی هزاران شهید محب اهل بیت علیم السلام و منتظر امام مهدی عج بوده، رخ دهد و تا زمانی که این امر به تعیین وقت قطعی نیانجامد ایرادی ندارد. 

4-پس از انقلاب اسلامی مفاهیمی نظیر حکومت اسلامی، تمدن سازی و ... به منظور هموارسازی ظهور تکوین یافته است. این مفاهیم در مقام عمل چقدر موفق بوده‌اند؟ شما اخیرا مباحثی را با عنوان «عصر حیرت»  در این باره مطرح کرده اید که بحثها و سئوالاتی را بر انگیخته.

به نظر من اولا انقلاب اسلامی از آنجا که در برابر یک رژیم وابسته و معارض با دین و مذهب ـ که به پیروی از نظام سلطه مدرن غربی در صدد محو ارزشهای الهی در مهمترین مرکز تشیع در جهان بود ـ صورت گرفت یک تکلیف دینی بود که در دفاع از کیان دین و مذهب صورت گرفت و وظیفه همه مردم و فقها بود. در چنین شرایطی هیچ فقیهی نمی تواند بگوید که باید دست روی دست گذاشت و کاری نکرد مگر آن که واقعا متوجه واقعیت های سیاسی و میدانی زمان خود نباشد. امام خمینی در چنین شرایط تاریخی ای نهضتش را آغاز کرد و به سرانجام رساند.

ثانیا حفظ دین و پیشگیری از بازگشت دوباره نظامی فاسد و مهاجم به دین در زمانه کنونی مستلزم تاسیس حکومتی مستقل بود و امام و روحانیت نمی توانستند بگویند، حالا که شاه ساقط شد، به حجره ها بر می گردیم، چرا که واضح بود آمریکاییها و  غربی ها دوباره با دست نشانده و مزدوری دیگر باز می گشتند و این بار شاید سنجیده تر و البته بدتر و خطرناکتر عمل می کردند. پس تاسیس نظام دینی و جامعه سازی دینی نیز برای دفاع از کیان دین واجب بود.

حالا بنده از اینجا به بعد بحثی دارم و آن این که با توجه به غیبت و در دسترس نبودن امام معصوم علیه السلام و نیز سیطره تمدن مدرن بر عالم و از جمله تا حد زیادی بر جامعه ما، باید بدانیم که امکان و توان ما یعنی جمهوری اسلامی برای اصلاح امور و جامعه سازی دینی و نیز تمدن سازی محدود است و قادر به تحقق یک نظام و جامعه تراز دین که موجب رضایت خاطر مومنان و مردم شود و اکثر احکام و آموزه های دینی را محقق کند، نیستیم و تنها محدودی از آن را که من تعبیر به زیر پنجاه درصد و مثلا سی یا چهل درصد در یک معدل گیری می کنم، عملی می دانم و به بیش از این مقدار مکلف نیستیم چون ممکن نیست،  و خداوند هم چنین تکلیفی را بر دوش جمهوری اسلامی نگذاشته و البته بارها گفته ام که اساسا وقوع انقلاب اسلامی و تاسیس جمهوری اسلامی و تداوم آن تا به امروز امری معجزه گونه بوده و به هیچ وجه نباید آن را دست کم گرفت اما به نظرم تداوم این جریان و بنیاد اعجاز گونه به این است که با واقع بینی و در نظر گرفتن تنگناهای نظری و عملی ای که با آن مواجه هستیم حکمرانی کنیم و نه با بستن چشم خود به روی واقعیتها و طرح شعارهای بلند پروازانه دست نایافتنی که می تواند برای حال و آینده جمهوری اسلامی مشکلات و تهدیداتی را رقم بزند.  

ادله و ابعاد این بحث مفصل است و در این گفتگو مجال پرداختن به آن نیست.

 

5- بحران‌های جهانی مانند کرونا دائما این سوال را بین مردم برمی‌انگیزد که «خدا کجاست»؟ «اگر منجی وجود دارد کجاست»؟ اگر قرار نیست در چنین بحران‌های توفنده‌ای امام ظهور کند، پس ظهور ایشان چه موقع خواهد بود و نفع اصلی آن برای مردم چیست؟

در برابر این سئوالات قبل از هر چیز به عنوان انسان موحد و خداشناس باید به این توجه کنیم که عالم تحت ربوبیت و مشیت و اراده خداوند متعال است و او دانای حکیم و رحمن و رحیمی است که مصلحت بندگان و اشرف مخلوقات خود یعنی انسان را بهتر از همگان می داند و بنا بر این هرگز نباید گمان سوء در باره خداوند و تدبیر و ربوبیت او داشته باشیم.

ویروس کرونا در عین حال که ممکن است نتیجه سوء عملکرد گروهی از انسانها یا دولت و دولتمردانی باشد و خداوند در چنین مواردی همیشه بنای مداخله و پیشگیری از عواقب اعمال سوء انسانی را ندارد اما در عین حال می تواند در بر آیند نهایی منشا تحولاتی باشد که به نفع جامعه بشری و محیط زیست و حتی اقتصاد و معیشت مردم جهان باشد. شاید کرونا باعث شود فساد و تباهی موجود در اقتصاد ظالمانه کنونی دنیا که مبتنی بر کاپیتالیسم و استعمار و استثمار محرومان و اکثریت نود درصدی مردم جهان است، بر ملا شود و در آینده اگر خدای ناکرده ظهور رخ ندهد، شاهد دنیای نسبتا بهتری باشیم. شاید کرونا دلهای مردم جهان را برای یک تحول عظیم که همان ظهور حضرت بقیة الله اعظم ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف  ـ  است، آماده کند و تحولات مثبت دیگری که می توان حدس زد.

ضمنا همیشه در این گونه موارد باید در نظر داشته باشیم که انسانهای بی گناهی که در قجایع این چنینی نقش ندارند اما قربانی می شوند مورد رحمت و شفقت خداوند قرار می گیرند و خداوند با پاداش اخروی رنج و عذاب آنها را در این دنیا جبران می کند.

بر اساس آنچه من درکتاب عصر حیرت نوشته ام اساسا بیش از نود درصد مردم کنونی جهان و بلکه در دوران غیبت، در زمره مستضعفان و ستمدیدگان  فکری و معنوی هستند که مشمول عذاب و مجازات الهی واقع نمی شوند و به جای آنها سردمداران و طراحان نظام های سلطه و جباران و مستکبران و عالمان حقیقت یافته ای که آگاهانه در برابر حق ایستادند و مانع رسیدن حقیقت به جوامع انسانی بوده اند، مجازات می شوند.

ان شاء الله رحمت و مهربانی خداوندی شامل همه قربانیان بی گناه بلیه کرونا خواهد شد.

5- منظور از اطلاق صفت «محیی معالم الدین» به امام عصر چیست؟

با حادثه شوم سقیفه، جریان هدایت بشریت از مجرای اصلی خود منحرف شد و به عبارتی قطار هدایت از ریل خارج شد و تا ظهور این قطار خارج از ریل حرکت می کند. و این بدان معناست که در این سیر، دین اعم از اصول و فروع آن دستخوش تحریفها و بدفهمی ها و اعوجاجات و اختلاف قرائتها و بدعتهایی خواهد شد و حیرتها و تردیدها و ضلالتهایی ایجاد خواهد کرد که اصلاح آنها از عهده کسی جز امام عصر علیه السلام بر نخواهد آمد و لذا به ایشان صفت محیی معالم الدین داده شده است.

البته این بدان معنا نیست که در دوران غیبت هیچ نقطه و کانون  نورانی نبوده و ما اساسا به هیچ مقدار معارف ناب دسترسی نداشته ایم اما حتما این مقدار نسبی است و نه مطلق و تنها مانع از حیرت و سرگردانی مطلق بوده است.  

6- در این سال‌ها در مورد علائم قطعی و غیرقطعی ظهور صحبت شده است. به راستی با چه نشانه‌هایی می‌توان به طور قطع ادعا کرد که ظهور نزدیک شده است. از طرفی میان این روایات پیرامون علائم قعطی و غیرقطعی با روایاتی که اصلاح امر را در یک شب توصیف می‌کنند چه نسبتی برقرار است و چطور باید میان آنها جمع کرد؟

آنچه مسلم است هیچ کس نمی تواند برای ظهور زمان مشخصی تعیین کند و از این امر توسط اهل بیت علیهم السلام نهی شده است. ولی همان طور که گفتم تفال زدن به نزدیکی ظهور، امر مطلوبی است و حتی جستجو در نشانه های ظهور اگر باز به توقیت نیانجامد ایرادی ندارد.

چیزی که در این میان به شدت زیانبار است این است که مثلا دولت یا مردم و جامعه بر اساس باور قطعی بودن ظهور در یک زمان مشخص و لو مثلا در دهسال و یا بیست سال آینده و ...، .برای کشور و یا زندگی شان برنامه ریزی کنند و مثلا از برنامه ریزی ها و تدابیر دراز مدت لازم و ضروری به گمان این که ظهور نزدیک است، غافل شوند.

در مورد علائم قطعی هم از برخی روایات فهمیده می شود که امکان بداء در آنها وجود دارد یعنی ممکن است مثلا ظهور بدون قیام سفیانی صورت بگیرد.

در روایتی این خط مشی برای ما در دوران غیبت تعیین شده است که: « تعیین وقت کنندگان دروغ می گویند،  شتاب کنندگان برای ظهور هلاک و سرخورده می شوند و آنها که تسلیم اراده و صلاحدید خداوند در امر ظهورند نجات می یابند.»

البته این را هم باید یادآور شد که شاید کسانی که با قطعیت سخن از دور بودن هنگامه ظهور می گویند از مصادیق وقاتون و تعیین کنندگان وقت باشند و بر خلاف معنای تاویلی این آیه قران عمل می کنند که «یرونه بعیدا و نریه قریبا»  یعنی منکران،  ظهور را بعید و یا افسانه می شمارند اما ما آن را نزدیک و قطعی می دانیم.