مهدی نصیری
از مشهورترین روایات مربوط به آخرالزمان و قیامت ظهور، این حدیث نبوی صلی الله علیه و آله و سلم است که در باره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «یملأ الله الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» (حضرت مهدی علیه السلام زمین را پر از قسط و عدالت می کند آن چنان که پر از ظلم و جور شده بود.) که اغلب به معنای جامع و عمیق آن توجه نمی شود. تلقی ما از ظلم و جور عموما زورگویی ها و خشونتهای نظامی گردنکشان و مستکبران علیه محرومان و ضعیفان است و کمی که پیشتر می رویم به مظالم اقتصادی و فاصله های عظیم فقر و غناء نیز به عنوان مصادیقی از ظلم توجه می کنیم اما حقیقت این است که معنای ظلم و جور آن هم به نحو امتلاء و آکندگی معنایی بس و سیع تر و عمیق تر دارد. اميرالمؤمنین علیه السلام در روایتی عدل را به «وضع الشئ فی موضعه» (قرار گرفتن هر چیزی در جایگاه خودش) تعریف فرمودند و بعد تصریح کردند که معنای ظلم نیز از این تعریف روشن می شود و آن عبارت است از قرار نداشتن اشیاء و امور در جایگاه خودشان. واژه جور نیز که در روایت نبوی آمده است به معنای از مسیر و راه خارج شدن و منحرف گشتن است و بیانی دیگر از وازه ظلم است. بر این اساس باید به این نکته توجه کنیم که روایت مشهور فوق الذکر ( یملأ الله الارض...) معنایی بس عمیق تر را از آنچه ما اغلب تصور می کنیم در بر دارد. آکندگی عالم از ظلم و جور یعنی آن که در آخر الزمان هیچ عرصه ای از عرصه های حیات فردی و اجتماعی از تباهی و انحراف و کژی خالی نیست و به هر جا که بنگری نشانه های ناراستی و اعوجاج و انحراف از حق را می بینی و در حقیقت تباهی بر مزاج عالم غلبه کرده است و عدم توازن و تعادل مهمترین ویژگی عصر آخرالزمان است. اقتصاد و سیاست و علم و نظام تعلیم و تربیت و خانواده و شهر و مذهب و غذا و اخلاق و معماری و ارتباطات و خواص و عوام و زنان و مردان و کودکان و جوانان و خلاصه همه عرصه های فردی و اجتماعی در سر تاسر عالم و حیات بشری کم و بیش بیمار و دچار اعوجاج گشته و از مسیر عدل و تعادل و توازن خارج گشته اند. در سوره روم می خوانیم: «ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس» ( تباهی در خشکی و دریا به خاطر اعمال و دستاوردهای خود سرانه بشری ظاهر و غالب شده است). این آیه نیز بیانی دیگر از آکندگی عصر آخرالزمان از عدم تعادل و بی توازنی است و از همین رو در دعای عهد خظاب به خداوند مویه می کنیم که «قلت و قولک الحق ظهر الفساد فی البر و الحر بما کسبت ایدی الناس فاظهر اللهم لنا ولیک» . مروری بر روایاتی که نشانه های آخرالزمان را بیان کرده اند نیز به وضوح بیانگر این معنای وسیع از ظلم و جور و در واقع همان آکندگی از عدم تعادل و بی توازنی است. بر اساس این روایات ما شاید نتوانیم عرصه ای را پیدا کنیم که از آسیب و انحراف و کژی در امان مانده باشد. به برخی از این نشانه ها که برگرفته از روایات است، توجه کنید: مردم دارای آراء مختلف خواهند شد و از هواها و خواهشهای نفسانی پیروی می کنند. قرآن کهنه شده و چیزهایی بدان می بندند که در آن نیست. دین تغییر و دگرگونی پیدا کرده چنان که آب کاسه تغییر پیدا می کند. (آفت مهلک خود بنیادی معرفتی و اعتقادی و قرائتهای گوناگون از دین) شخص، صبح مؤمن است، شب کافر می شود (ارتدادهای عقیدتی) معروف منکر شود و منکر معروف. مردم حرام را مباح دانند و امور باطل را در بین خود ترويج کنند. بدعت ها فاش و فتنه ها ظاهر شود. اهل اخبار و حدیث (علمای خالص و صادق دین) موهون شده و دوستداران آنها از نظر بیافتند ـ بعضی از مشاهده جدّ و جهد مؤمنی در امر دین به خدا پناه می برند! ـ مؤمن محزون و از نظر افتاده و خوار است. (واژگونی ارزشها) نماز را سبک شمرند . مساجد را مثل معابد یهود و كلیسا زینت دهند. مناره ها را بلند سازند. اغنیاى امّت به منظور گردش و تفریح، طبقه متوسط براى تجارت و فقرا به منظور خودنمایى و ریا به حج روند. قرآن ها مهجور و مساجد از هدایت تهی، گردد و قرآن را با آواز و مزامیر و به صورت غنا می خوانند بدون این که از خداوند ترسی داشته باشند. در چنین عصری ترانه ها و ساز و آواز، آدمیان را به طرب می آورد آن چنان که نفس هایشان گویی در طرب می آید و لذت و شیرینی قرآن خواندن از آنها گرفته می شود. مردم شطرنج و نرد و موسیقى را كارى پسندیده بشمارند و در مقابل، امر به معروف و نهى از منكر را عملى نكوهیده بدانند. و در مکه و مدینه کارهایی می کنند که خداوند دوست ندارد و کسی هم نیست که مانع شود و هیچکس آنها را از اعمال زشت باز نمی دارد. آلات موسیقی در مکه و مدینه آشکار است. (رسوخ انحراف در اعمال عبادی و دینی) و فساد زیاد و هدایت کم گردد. و آرزوها طولانی گردد و مردم آنچه را که می گویند عمل نمی کنند. و مرده را تشییع می کنند و کسی هم وحشت نمی کند ( عبرت نمی گیرد). شنیدن تلاوت قرآن بر مردم گران و استماع سخنان باطل برای مردم آسان است. (بی پروایی معنوی) مردان به مردان اکتفا می کنند و زنان به زنان قناعت می ورزند (در روابط جنسی) . فحشاء بسیار گردد به طوری که کار و شغل قرار گیرد و زنا علنی گردد. و فساد در همه جا آشکار است و کسی از آن جلوگیری نمی کند و مرتکبین آن هم خود را معذور می دانند. لهو و لعب آشکار می گردد و کسی که از کنار آن عبور می کند جلوگیری نمی نماید یا کسی قادر به جلوگیری از آن نیست، (تباهی اخلاقی و بی تعادلی در روابط جنسی) . مردان شبیه زنان و زنان شبیه مردان گردند. زنان را به مشاوره گیرند. زنان برای خود تشکیل مجلس می دهند و جمعیتهای زیادی به راه می اندازند، به نحوی که در آن اجتماعات مانند مردان سخنرانی می کنند و تشکیل این جماعات برای سرگرمی است و در مسیر غیر رضای خداوند انجام می شود. زن شوهر خود را بدبخت می کند و بر خلاف میل او عمل می نماید و نفقه شوهرش را می پردازد. مردان و پسران مسلمان با طلا خود را بیارایند. زنان بر زین ها سوار شوند. (بر هم خوردن توازن و تعادل در روابط اجتماعی و جابجایی کارکردها و وظایف اجتماعی) خوردن مال یتیمان را حلال کرده و رباخواری کنند، کم فروشی نمایند. ربا را به صورت بیع و رشوه را به اسم هدیه حلال شمرند. زكات را از مستحقین قطع كنند. فقر بسیار شود. مردم اموال خود را در راه غیر خدا بذل می کنند و کسی را از این کار بر حذر نمی دارند و جلوی آنها را نمی گیرند. کسی که طلب حلال می کند در نظر مردم سرزنش می شود و طالب حرام را مدح و احترام می کنند. مرد مال بسیاری دارد ولی وجوهات شرعی آن را نمی دهد. (مناسبات ظالمانه اقتصادی) رشوه را به اسم هدیه حلال شمارند، به اسم امانت خیانت نمایند. دروغ بسیار شود. لجاجت در میان مردم آشكار گردد. برادری در راه رضای خداوند کم می شود چنان که درهم های حلال کم می گردد. پس مردم به بدترین حالت باز می گردند. شاهد (در دادگاه) بدون این که از وی درخواست شود شهادت می دهد، و دیگری به خاطر دوست خود بر خلاف حق گواهی دهد. صاحب هر پیشه در پیشه خود دروغ گوید. كبر و منیّت چون سمّ در دلها راه یابد. مردم در لباس به یكدیگر مباهات كنند. ثروتمندان بلندمرتبه و فقرا پست باشند. توانگر به آنچه دارد بخل می ورزد و فقیر آخرت خود را به دنیا می فروشد. همسایه همسایه اش را آزار می رساند و کسی هم او را منع نمی کند. صاحب مال از شخص با ایمان عزیزتر است. اگر یک روز بر مردی بگذرد و در آن روز گناه بزرگی مانند زنا و کم فروشی و غلّ و غش در معامله یا شرابخواری نکرده باشد اندوهگین و محزون است که آن روز را مفت از دست داده و عمرش ضایع شد.! بیدادگری و جرائم آشكار گردد. فتنه و اضطراب بسیار شود. (مناسبات ظالمانه اجتماعی) ارحام (پیوند خویشان) را قطع کنند. طلاق فراوان شود و مردم پیشینیان خود را لعنت نمایند. بی احترامی به پدر و مادر آشکار گردد و مقام آنها را سبک شمرند و نزد فرزندشان سیه روزتر از همه شوند. پسر به پدر و مادرش افتراء می بندد و آنها را نفرین می کند و از مرگ آنها خوشحال می شود. کوچک بزرگ را مسخره می کند. (تضعیف پیوندهای سالم اجتماعی و فروپاشی نهاد حیاتی خانواده که منجر به فروپاشی کامل اجتماعی می شود) مردمِ عمارتهای محكم و رفیع بسازند. (میل به خلود در ارض و الگوهای غلط و غیر دینی در معماری و شهر سازی) ویرانی بیش از عمران و آبادی است (توسعه غربی که عین ویرانی است آبادی تلقی می شود) مردم نوشیدنی ها و خوراکی های پست می خورند (تباهی در نوشیدنی ها و خوراکی ها که عموما از حالت طبیعی و سالم خود خارج شده اند و منشأ ضررهای گوناگون برای سلامت انسانها هستند) حتی عدم توازن و بی تعادلی به پدیده های طبیعی نیز سرایت می کند: «پس چون آن زمان آید هلال ماه شب اول مانند ماه شب دوم خود را بنماید و گاهی نیز مخفی می شود به طوری که مردم اول ماه رمضان را افطار کرده و آخر ماه را که عید می باشد روزه بگیرند. مرگها سریع باشد و مردم به صورت ناگهانی بمیرند به طوری که مرد هنگام صبح سالم باشد و شب دفن شده باشد، و شب زنده و صبح مرده باشد. باران در غیر فصل ببارد.زلزله فراوان گردد. عمرها كم شود. بلاها ظاهر گردد.» البته مطالب فوق بدین معنا نیست که در ظلمت آخرالزمان هیچ نقطه نورانی ای وجود ندارد و اصلا مؤمنی یافت نمی شود و یا هیچ حرکت سازنده ای وجود ندارد، بلکه مقصود غلبه و سیطره تباهی و ظلم و جور بر امور و دنیا است و در اقلیت محض بودن خوبی و خوبان است . ضمن آن که مصیبت آخرالزمان آن قدر شدید است که حتی خوبان و مصلحان را نیز ممکن است به نسبتهایی متاثر نماید. در هر صورت در همان آخر الزمان الموطئون للمهدی (زمینه سازان برای قیام مهدی علیه السلام) وجود دارند. سید خراسانی و سید یمانی و مغربی با یارانشان هستند که با ظهور حضرت به ایشان می پیوندند. اما مساله این است که مؤمنان راستین و آنها که واقعا دغدغه سالم ماندن و ثبات ایمانی و عقیدتی را دارند، نباید از عمق ظلم و ظلمت و تباهی آخرالزمان غافل شوند و خویش را در معرض انواع فتنه ها و پرتگاهها قرار دهند.
منبع: ماهنامه موعود شماره 122