حکمرانی تاخیری!
دو سال پیش در همین ماه شهریور دعوت برنامه زاویه شبکه 4 سیما را برای شرکت در مناظره ای پیرامون حجاب الزامی با حضور حجت الاسلام سوزنچی در باره حجاب الزامی پذیرفتم و حجاب الزامی را از منظر شرع و قانون و آثار زیانبار اجتماعی آن نقد کردم اما چگونگی آغاز و انجام این مناظره شنیدنی است.
ابتداء بگویم که چند ماه پیش از آن، با یک عضو آشنای یکی از نهادهای مسئول در ارتباط با مساله حجاب تماس گرفنم و پرسیدم: آیا تاکنون در این باره که می توان از منظر شرع، الزام حجاب را برداشت، در جلسات کارشناسی خود بحث کرده اید؟ پاسخ او منفی بود. به او گفتم من دو سه سالی در این باره مطالعه و تحقیق کرده ام. اگر مایل باشید، آماده ام در یکی از جلساتتان حضور یابم و مساله را به بحث و گفتگو بگذارم. این دوست مسئول استقبال کرد اما پس از چند روز به دلیل مخالفت رییس آن نهاد که نگران درز کردن خبر برگزاری چنین جلسه ای به برخی نهادهای بالادست حساس به مساله حجاب بود، برگزاری جلسه لغو شد!
و اما ماجرای مناظره زنده شبکه 4: در شهریور ماه 99 دوست عزیزم آقای حبیب رحیم پور ازغدی مجری ـ کارشناس فاضل و مسلط برنامه زاویه تماس گرفت و پیشنهاد مناظره حجاب را داد. به او گفتم من آماده ام و استقبال می کنم اما بدانید که در نهادهای بالادستی نسبت به طرح این موضوع حساس هستند و برایتان مشکل درست خواهد شد اما آقای رحیم پور اطمینان داشت که با توجه به هماهنگی های صورت گرفته با مدیران سازمان صدا و سیما، اتفاقی رخ نخواهد داد. من مجددا هشدار خودم را تکرار کردم اما در نهایت پذیرفتم.
مناظره با عنوان «حجاب، الزام یا التزام؟» در چهارشنبه 26 شهریور 1399 انجام شد و با استقبال کم نظیر بینندگان و رسانه های داخلی و خارجی مواجه شد. همه رسانه ها از این که برای اولین بار در یکی از شبکه های رسانه ملی نسبت به گشت ارشاد انتقاد و از برداشتن الزام حجاب توسط من که در اردوگاه اصولگرایان بودم، دفاع شده است، اظهار شگفتی کرده بودند و برخی نیز این اقدام را بازی نظام به عنوان یک سوپاپ اطمینان دانسته بودند. شاید جالبتر از همه واکنش نه چندان رضایت آمیز یکی از چهره های مدافع آزادی حجاب در خارج از کشور بود که احساس می کرد برند انحصاری او با این مناظره آسیب دیده و از این پس تلاشهای او جذابیت لازم را نخواهد داشت!
به گفته یکی از دست اندارکاران این مناظره تا ساعتها پس از مناظره تلفن از دست آنان بابت پاسخ به موافقان و مخالفان به زمین گذاشته نشد. به عبارت دیگر این مناظره به لحاظ کار حرفه ای رسانه ای و جذب مخاطب و ایجاد موج اجتماعی و دامن زدن به گفتگوهای محفلی و رسانه ای پیرو آن کاملا موفق بود.
فردای مناظره تهیه کننده برنامه بدون توقف شبکه 3 که قبلا برنامه ای چندین قسمتی را در دفاع از حجاب الزامی تولید و پخش کرده بود، به من زنگ زد و درخواست کرد جمعه همان هفته در مناظره ضبطی دیگری با کارشناس برنامه اش شرکت کنم و به استدلالهای او در دفاع از حجاب الزامی پاسخ بدهم تا در فرصت مناسب پخش شود. به او گفتم کمی دست نگهدار تا ببینیم بازخوردهای مناظره دیشب چه خواهد شد، اگر همکاران شما در شبکه 4 توبیخ نشدند، من آماده ام اما او اصرار داشت که من قول بدهم. به او گفتم من کاملا آماده و با انگیزه ام که از حرفم دفاع کنم اما پیشنهادم این است که یکی دو روز صبر کنید. در هر صورت قول جمعه را از من گرفت اما حدس من درست از آب در آمد و فردای مناظره، مدیران صدا و سیما و عوامل برنامه زاویه به شدت از سوی نهادهای بالادستی بابت انجام این مناظره که عبور از خط قرمز نظام بود، توبیخ شدند و آنان که خوشحال از انجام یک برنامه حرفه ای در موصوعی مورد علاقه جامعه بودند از ادامه پرداختن به این موضوع کاملا منع شدند و البته دیگر خبری از تهیه کننده شبکه 3 هم نشد!
خب اکنون دو سال از آن ماجرا می گذرد و حادثه مرگ یا قتل مظلومانه مهسا امیری در جریان بازداشت توسط گشت ارشاد و بروز ناآرامی های گسترده، موضوع حجاب اجباری را بر سر زبانها انداخت تا آنجا که رسانه ملی چاره ای ندیده است تا خط قرمز نظام را نادیده گرفته و هر شب و گاه در دو شبکه به انجام مناظره و گفتگو پیرامون این موضوع بپردازد!
این ماجرا و دهها نمونه دیگر بیانگر فاصله و شکاف عمیق بین نهادهای بالادستی تعیین کننده خطوط قرمز نظام با واقعیت امور و متن و کف جامعه ایران است و خدا می داند که این فاصله چه خسارتهای عظیمی را تاکنون متوجه کشور، مردم و خود نظام کرده است. اکنون پرسش اینست که هنوز زمان پرکردن این شکاف عظیم و رجوع به افکارعمومی و استفاده از نظرات کارشناسی نخبگان مستقل و دست کشیدن از حکمرانی تاخیری نرسیده است؟!
مهدی نصیری در سال 1342هجری شمسی در دامغان متولد شد. تحصیل دروس حوزوی را از سال 1354 در حوزه علمیه دامغان نزد پدر (که خود تحصیل کرده حوزه علمیه نجف اشرف و به مقام اجتهاد نایل آمده بود)، و دیگر عالمان آن حوزه آغاز کرد. در سال 1358 برای ادامه تحصیل عازم حوزه علمیه قم شد و تا سال 1366 دروس سطح حوزه را ادامه داد و همزمان در مدرسه علمیه رسالت به تدریس دروس ادبیات و منطق پرداخت. در سال 1365 همکاری با موسسه مطبوعاتی کیهان را در قم آغاز و یک سال بعد برای ادامه همکاری به تهران رفت و به عنوان دبیر سرویس مقالات روزنامه کیهان کار مطبوعاتی را ادامه داد و مقالات متعددی در زمینه مسائل سیاسی و فرهنگی روز نوشت.