نهضت حسینی دهها پیام و مفهوم دارد اما دال مرکزی آن ظلم ستیزی است.

بدترین ظلمی که در حق یک جامعه و افراد آن می رود استقرار حاکمیتی است که نه مبتنی بر بیعت و تمایل مردم بلکه بر محور وراثت و یا بیعت گیری با زور و تهدید و تطمیع و حکمرانی فردی و مطلقه است؛ حکومتی که از یک سو بر پایه خواست و آرا و اقبال عمومی- آن گونه که در حکومت علوی رخ داد - شکل نمی گیرد و از طرف دیگر عدم بیعت دیگران به خصوص اگر صاحب نام و موقعیت باشند، تهدید و بلکه فتنه ای محسوب می شود که باید با قساوت سرکوب شود و افزون بر اینها خود را حاکمیت اسلامی و تداوم خلافت رسول الله ص می داند و از پشتوانه نخبگانی - عالمان دینی مسخ و خریداری شده - نیز برخوردارست. وجود چنین شرایطی - که می رفت به هدم اسلام و رسالت نبوی بیانجامد - امام حسین ع را به امتناع از بیعت با یزید واداشت.

مساله امام حسین، ظلم و ظالم خارجی و شرقی و غربی نبود (هر چند پیام عاشورا شامل ایستادگی در برابر هر ظالمی است که حریت و انسانیت تو را نشانه برود، چه داخلی باشد و چه خارجی) تا با استناد آن بتوانیم از یک سو سیاست داخلی بسته و یکدست شده با انواع ترفندها مانند نظارت استصوابی تاسیس کنیم و از دیگر سو سیاست خارجی استکبارستیز البته گزینشی (مستکبر غربیِ بد و شرقی خوب!) که زندگی و ثروت و پیشرفت و شرافت ملتی را به گروگان گرفته، در پیش بگیریم و خود را حاکمیتی حسینی بدانیم و هر کس را با این سیاست مخالفت ورزید یزیدی خطاب کنیم و عنداللزوم او را با انواع شیوه ها، سرکوب و محدود و ممنوع از قلم و بیان و حضور اجتماعی کنیم .

اساسا این که همه قدرت و ثروت و مناصب در مشتمان باشد و کمترین مشارکتی را در قدرت از کسانی که اندکی با ما متقاوت می اندیشند، برنتابیم و آن گاه خود را حسینی و ملت امام حسین بدانیم و منتقدان و مخالفان خود را که بعضا دستشان از همه چیز کوتاه است، یزیدی قلمدادکنیم، رندانه ترین تحریفی است که در تاریخ در باره عاشورا و مکتب امام حسین ع رخ داده است.

حسین ع در روز عاشورا نه از قدرت سیاسی سهمی داشت و نه در بیت المال و اموال

عمومی دستی، و نه از امکانات ارتباطی و شبکه و لشگر تبلیغاتی بویژه عالمان دینی و درباریِ همراه، برخوردار بود؛ حالا با این وصف اگر تو در جبهه ای باشی که از همه اینها برخودار باشی و منتقد و مخالف تو بی بهره از آنها باشد و بعد خود را حسینی و جبهه مقابلت را یزیدی معرفی کنی و عده ای هم این را باور کنند، معلوم است که چه وارونه نمایی زبردستانه ای مرتکب شده ای.

همچنین باید یادآور شد که نه پیامبر مکرم ص که جد حسین بود و نه امیرمومنان ع که پدر حسین بود و نه خود حسین، دنبال جهان گشایی با شمشیر و مداخلات منطقه ای و ایجاد جبهه مقاومت شیعی و غیرشیعی و هم پیمانی با دیکتاتورهایی چون پوتین و اسد نبودند تا ما بتوانیم با الگوبرداری از آنها مدعی نظامی دینی و حسینی و عاشورایی شویم و بعد هر کسی را که متفاوت با ما اندیشید و در چارچوب قوانین موجود، سخن گفت و یا اقدام و اعتراضی کرد ، بی بصیرت و فریب خورده و تطمیع شده و ضد ولایت معرفی کنیم و اگر لازم شد شبانه یا روزانه به او هجوم آوریم و او را دستگیر و روانه زندان کنیم.

بر این شیوه عملکرد و حکمرانی هر نامی بتوان نهاد، نام حسینی و ولایی نمی توان بر آن نهاد، چه آن که تماما در تقابل با جوهر گفتمانی عاشورا و نهضت حسینی است که امروز برای فداکاران و شهیدان آن سوگوار و عزاداریم. السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک