◀️ امام جمعه تهران نمازگزاران را دعوت به شرک کرد!

✍️مهدی نصیری

اشتباه نشود آقای صدیقی خطیب امروز (۱۱ آذر ۱۴۰۱) نماز جمعه تهران، نمازگراران را دعوت به بت پرستی و سجده در برابر بتها و یا انسانی نکرده است. او تنها اظهار داشته است: «روحیه بسیجی یعنی ذوب در ولایت بودن / در گذشته مسئولان اشتباهاتی کرده اند اما امام و رهبری اشتباه نکردند چون تقوا دارند.»

در مذهب عقل و عدل تشیع، ذوب در ولایت بودن و غیر معصوم را عاری از اشتباه دانستن و از او اطاعت مطلق و بی چون و چرا کردن، مصداق شرک و شریک قائل شدن برای خداوند است.

آیه ۳۱ سوره توبه سخن از یهودیان و مسیحیانی می گوید که عالمان دینی شان را به جای خداوند و پروردگار نشانده بودند. یکی از یاران امام صادق ع با شگفتی از معنای این آیه از امام می پرسد. امام می گوید: چنین نبوده که عالمان و فقیهانشان آنان را دعوت به پرستش خود می کرده اند و اگر چنین می کردند، مردم از آنان نمی پذیرفتند، بلکه مساله این بوده که مردم یهودی و مسیحی، چشم و گوش بسته به آنچه فقیهانشان می گفتند عمل می کردند. آنان می فهمیدند که گاه فقیه یا فقیهانی، حلال خدا را حرام و یا حرام را حلال کرده اند (و آشکارا با میل به ثروت و یا قدرت و تمایلات نفسانی معصیت خداوند را مرتکب شده اند) اما با این حال آنها را نقد نکرده و به اطاعت از آنان ادامه می داده اند. خداوند این نوع اطاعت را به مثابه شرک و پرستش غیر خود قرار داده است." (المحاسن ۱/ ۲۴۶)

ذکر این ماجرا در قران هشداری به مسلمانان است که آنها خطای این تیپ از یهودیان و مسیحیان را مرتکب نشوند و در برابر فقیهان و عالمان دینی، هوشیار بوده و عملکرد آنان را با خرد فردی و جمعی ارزیابی کرده و در صورت تخلف، گوشزد کرده و اگر متنبه و بیدار نشدند، از آنان فاصله بگیرند و الا سزاوار عنوان «مشرک» خواهند بود.

در منطق تشیع حتی خداوند ـ تعالی شأنه ـ و انبیاء و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ که عاری از خطا بوده اند، انسانها و موحدان و دینداران را از پرسش گری و چون و چرا کردن و حتی جدال با خود منع نمی کرده اند.

فرشتگان وقتی خبر آفرینش انسان را از خداوند دریافت می کنند، به پرسش گری با لحنی معترضانه می پردازند و خداوند به آنان پاسخ می گوید.(بقره/ ۳۰ـ ۳۳) ابراهیم ع وقتی با فرشتگانی که برای عذاب قوم زشت کردار و متجاوز به حریم دیگرانِ لوط به زمین آمده بودند، مواجه می شود، از سر رحمت و بردباری با آنان و خداوند، به جدال می پردازد و خواهان تاخیرعذاب به امید اصلاح قوم بدکار، می شود و خداوند این جدال او را می ستاید (هود/ ۷۴ ـ ۷۵).

پیامبر با دهری مسلکان و ماتریالیستهای زمان خود که به انکار خدا می پرداختند، وارد بحث و استدلال و گفتگو می شد و آنان را از خود نمی راند (احتجاج طبرسی). تاریخ اهل بیت ع واجد مناظرات و گفتگوهای متعددی با مومنان و منکران است و هرگز مردم و پیروان خود را توصیه به پذیرش بی چون و چرا و تعطیل عقل و ذوب شدن در خود نمی کردند. حتی امام علی ع در مقام حاکم مشروع و مردمی، در برابر دو گروه از شیعیان خود که در میان آنان دو چهره سرشناس به نام ابوعبیده سلمانی و ربیع خنین معروف به خواجه ربیع وجود داشت و در باره درستی و مشروعیت جنگ صفین تشکیک کردند و درخواست عدم شرکت در جنگ را نمودند، نه تنها آنان را باغی و یاغی و خواص ساکت و بی بصیرت نخواند بلکه از آنان با تعبیری بلند ستایش کرد و فرمود:
«مرحبا و اهلا هذا هو الفقه فی الدین و العلم بالسنه من لم یرض بهذا فهو خائن جبار (جائر)»
(چنین واکنش و برخوردی همان فقه در دین و علم به سنت است و هرکس بدان راضی نباشد خائن و زورگو است.) (شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید، ج3، ص186)

این درسی مهم از امیرمومنان ع برای شیعیان خود است تا هرگز عقل و نقد و پرسشگری را در برابر عالمان و حاکمان خود تعطیل نکنند و اهل بصیرت به معنای واقعی کلمه باشند و اگر کسانی بعدا در تاریخ آمدند که بصیرت را در ذوب شدن و اطاعت محض و چاپلوسی و مداحی از عالمان و فقها و حاکمان می دیدند و خود را شیعه علی می دانستند، بدانند که یا در اشتباهند و از فرهنگ و منطق علوی بیگانه، و یا در زمره کاسبان ولایتمداری هستند و از این رهگذر به مقامات عالیه و آلاف و الوف می رسند.
https://eitaa.com/joinchat/3220307984C17e6310e39